تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
آن بود كه ميان او با سلطان ابو كاليجار كدورتى حاصل شده و با اينكه قصيده اى مسمط بالغ بر 53 بيت ، در ستايش و ثنايش سرود ( رك : سيرهء المؤيد 48 - 54 ) نتوانست رضايت خاطرش را جلب كند ، و ناچار با ترس و اضطراب ، به اهواز رفت ، در آنجا هم خود را از شر سلطان در امان نديد ، ناچار به شهر حله ( حله منصور ابن حسين اسدى فرمانرواى جزيرهء دبيسيه ) كه در جوار خوزستان بود ، پناه برد ، و هفت ماه در آنجا پائيد ، سپس باميد نصرت و يارى ، خدمت قرواش ابو منيع ابن مقلد ، فرمانرواى موصل و كوفه و انبار رسيد ، ولى قرواش از دعوت مرام و مسلك او حمايت نكرد ، و لذا شاعر ميان سالهاى 436 تا 439 راهى مصر گشته و در آنجا منزل گزيد ، بعد از آنكه نفوذ كلامى در ساير بلاد بهم رساند ، به پيشنهاد وزير عبد اللَّه بن يحيى ابن المدبر ، جانب شام گرفت تا دعوت خود را پراكنده سازد ، پس از مدتى درنگ به مصر باز آمد و تا آخر عمر در آنجا زيست ، وفات او بسال 470 هجرى است . شاعر ما ، چند اثر علمى از خود بجاى نهاده كه گواه قدرت او در بحث و مناظره ، وفور اطلاعات او در مسائل و احكام ، عمق دانش و بينش او در معرفت نكته‌ها و اسرار كتاب و سنت است ، از جمله : رسائلى انشاء كرده كه در آن با ابو العلاء معرى در مسئله « جواز گوشتخوارى » به بحث و تحقيق پرداخته . اين رساله در مجله « جمعيت سلطنتى آسيائى » سال 1902 ميلادى منتشر شده است . ديگر مجلس مناظره اى است كه با علماء شيراز در محضر سلطان ابو كاليجار بپاى برده ، و گواه دانش و اطلاعات سرشار اوست ، اين مناظره ، در سيرة المؤيد ص 16 - 30 بقلم خودش مشروح است . و مناظرهء ديگرى با دانشمندى از اهل خراسان داشته كه آن را هم در سيرهء خود ص 30 - 43 بشرح آورده و از قدرت علمى او حكايت مىكند . - به نام المؤيد فى الدين ، تأليفاتى ياد شده است : 1 - مجالس مؤيديه . 2 - مجالس مستنصريه . 3 - ديوان « المؤيد » . 4 - سيرهء « المؤيد » . 5 - شرح « العماد » . 6 - ايضاح و تبصير ، در فضيلت روز غدير .