تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
مردى هاشمى از سنيان كشته شد ، جنازهء او را به مقابر قريش بردند . تمام مردم ، برآشوفتند ، ديوار قبهء موسى را نقب زدند ، آنچه در مقبره بود ، بغارت بردند . جسد جماعتى را از گور برآورده آتش زدند ، مانند عونى ( 1 ) ، ناشى ( 2 ) ، جذوعى ، جسد جمعى ديگر را به ساير گورستانها منتقل كردند ، در مقابر تازه و كهنه آتش افكندند ، دو ضريح و دو قبهء ساج ( ضريح موسى و جواد ) سراسر سوخت ، يكى از آن دو ضريح را شكافتند كه جسد را به گورستان ابن حنبل منتقل كنند ، نقيب و سايرين خود را بموقع رساندند و مانع شدند - الخ اين قضيه را با اختصار ، ابن عماد حنبلى در شذرات الذهب 3 / 270 نقل كرده و نيز ابن كثير در تاريخ خود ج 12 ص 62 .

شاعر

: هبة اللَّه بن موسى بن داود ، شيرازى ، المؤيد فى الدين ، داعى الدعاة ، دانشمندى يگانه ، شخصيتى ممتاز و برجسته ، نامآورى از رجال علم و ادب ، نابغه اى در علوم عربيت است . و اگر چه در سرزمين فارس ديده بجهان گشوده و در همان سامان باليده ، بهرهء وافرى از لغت عرب برده و در شعر و شاعرى دستى توانا يافته است . از ابتداى جوانى ، مبلغ مرام و مسلك فاطميان بود ، در راه تبليغ ، گامهاى وسيعى برداشته و موفقيتهائى نصيب او گشته است ، آنچنانكه در سيرهء خود ( سيرهء المؤيد ص 99 ) يادآور شده ، در حضور مستنصر باللَّه ، خودش را چنين ستوده : « من استاد مبلغانم و هم دست و زبانشان ، و در مقام تبليغ ، كسى با من برابر نيست » . شاعر ما ، در راه عقيده اش شدائد و سختى فراوان ديده و با حوادث شكننده اى روبرو گشته است ، اما هماره رنج و بلا را بجان مىخريده و در تبليغ مرام و مسلك خود ، هر گونه مصيبتى را ناچيز مىشمرده است . از مضامين اشعارش چنين برآورد مىشود كه حدود سال 390 در شيراز متولد شده و در همانجا نشو و نما يافته و بسال 429 راهى اهواز گشته است . علت
هامش
( 1 ) در منتظم « عوفى » ثبت شده صحيح « عونى » است چنان كه در شذرات آمده و شرح آن در ترجمهء عونى ج 7 ص 207 گذشت . ( 2 ) على بن وصيف يكى از شعراء غدير است ج 7 ص 54 را ببينيد .