- نبينى خورشيد عالمتاب كه يكتاست ، اقطار كيهان در نوردد ، و بنات نعش از جاى نجنبد ؟
، و اين قطعه آخرين :
- آنجا كه خوار و بىمقدار شوى ، خيمه و خرگاه بيرون زن كه خوارى فرو - مايگى است .
- اگر زيستن در خانمان مايهء شكست و نقصان است ، ترك گفتن آن با عزت و شرافت توأمان است ، نه بينى كه چوب « صندل » در هندوستان با هيزم برابر است ؟
، خوانندهء گرامى فراموش نكند كه شرح حال ابو الفرج على بن هندو ، در كتاب « عيون الانباء » ، « فوات الوفيات » ، « محبوب القلوب » به « يتيمة الدهر » حواله شده در حالى كه يتيمه از شرح حال او خالى است ، بلكه شرح حال پدرش حسين بن محمد در يتيمه ياد شده است .
اضافات چاپ دوم :
[ بلى ، ثعالبى شرح حال ابو الفرج على را در « تتمهء يتيمه » ص 134 - 143 ياد كرده و او را با عبارات زير ستوده است :
در آداب و علوم دستى كامل و سهمى به سزا داشت و در فن بلاغت فائق و كاميار بود . يگانهء روزگار در شعر و احساس و زين . نادرهء اهل فضل در صيد مضامين بكر و شيرين . پيشواى اهل ادب در نظم جواهر آبدار و لؤلؤ تابدار . اين همه با پرداخت عبارات شيوا ، و دريافت هدفهاى و الا . و اوست يادآور نقادان پر فن كه اينك شعر من است جادوى سخن .
من در كتاب « يتيمه » ، فقط شمهء از اشعار نخبهء او را ياد كردم ( 1 ) ، چون به تمام سرودههاى او دست نيافته بودم ، اينك در اينجا ( تتمة اليتيمه ) فصلى از چكامههاى نغز و ساختههاى نمكين پر مغز او درج مىكنم كه در صفحات تاريخ ادب چون معجزهء رخشان از تمام ادب پروران سبق برده است » .
هامش
( 1 ) ج 3 ص 212 .