تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
قرن چهارم

34 غديريهء جعفر بن حسين

قل للذى بفجوره فى شعره ظهرت علامه - بگوى آن را كه پاى از گليم بيرون نهاده و در سروده اش آثار تجاوز آشكار است . - از بيخردى ، دين خود را به گمراهى سرگشته فروخته ، چشم طمع به حطام دنيويش دوخته : - ترا چه رسد - اى ملعون ازل و ابد - كه در اسرار امامت سخن ساز كنى ؟ - پنداشتى ، امامت ميراث رسول است ، نه حق گفتى و نه شايستهء تكريم شدى . - امامت و پيشوائى با نص رسول است كه قائم مقام اوست . كمقاله فى يوم خم لحيدر لما أقامه - چونانكه در غدير خم با حيدر فرمود ، آنگاه كه او را به پا داشت : - هر كه را من سالار و سرورم ، اين على سرور سالار است . وه چه بليغ و رسا فرمود . - از صاحب خبرى پرس ، تا بدانى و سر انگشت ندامت به دندان گيرى . - اوست كه با شمشير بران در پهنهء پيكار ، غبار غم از چهره‌ها زدود . - در روز « بدر » كه سرورانت از ضرب بازويش به ستوه آمدند .