قرن چهارم
34 غديريهء جعفر بن حسين
قل للذى بفجوره فى شعره ظهرت علامه
- بگوى آن را كه پاى از گليم بيرون نهاده و در سروده اش آثار تجاوز آشكار است .
- از بيخردى ، دين خود را به گمراهى سرگشته فروخته ، چشم طمع به حطام دنيويش دوخته :
- ترا چه رسد - اى ملعون ازل و ابد - كه در اسرار امامت سخن ساز كنى ؟
- پنداشتى ، امامت ميراث رسول است ، نه حق گفتى و نه شايستهء تكريم شدى .
- امامت و پيشوائى با نص رسول است كه قائم مقام اوست .
كمقاله فى يوم خم لحيدر لما أقامه
- چونانكه در غدير خم با حيدر فرمود ، آنگاه كه او را به پا داشت :
- هر كه را من سالار و سرورم ، اين على سرور سالار است . وه چه بليغ و رسا فرمود .
- از صاحب خبرى پرس ، تا بدانى و سر انگشت ندامت به دندان گيرى .
- اوست كه با شمشير بران در پهنهء پيكار ، غبار غم از چهرهها زدود .
- در روز « بدر » كه سرورانت از ضرب بازويش به ستوه آمدند .