- فرمان خلافت برسان و گرنه فرمانهاى دگر نيابد سامان .
- بىدرنگ فرود آورد همگان و خود بر شد بر جهاز شتران .
- گفت : فرمان از جانب خداى در رسيد ، خداى لطيف و خبير .
- كه على را جانشين خود سازم در كنار اين غدير .
- پذيرفتند : بيعت كردند ، از اين رو در جهانيان باشد بىنظير .
- پيشواى پيشوايان است ، سالار صغير و كبير .
- راهى است به رشد و صلاح ، پرتوى چيره بر آفتاب منير .
- حجت الهى است پس از من ، بر كافر بدسكال .
- از پس او بدرهاى تابان به شمار ماههاى سال .
- نامهاى آنان در ميان قرآن ، فراوان خوانند حافظان .
- در دفتر موسى و عيسى مسطور و هم مكتوب در زبور .
- هماره در لوح محفوظ ، مىدرخشد در ميان سطور .
- فرشتگان الهى به زيارت آن روند ، وه چه كتيبهء رخشان ؟ !
- خداى را گواه گرفت و هم جمع حاضران را كه فرمان حق بگذاشت .
- آنگاه سالار غدير را بخواند و على از ميان انبوه برخاست .
- با دست پيمان بستند و با دل به مخالفت برخاستند .
- خداى داند ، چه كينهها در سينهها نهفتند .
5
و غديريهء ديگر باز هم در ستايش امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه :
- على عالى ، جز برادرش محمد ، در جهان همتا ندارد ( 1 )
هامش
( 1 ) به حديثى اشاره دارد كه حافظ محب الدين طبرى در رياض ج 2 ص 164 ، از انس بن مالك آورده : رسول خدا گفت : هر پيامبرى نظير و همتا داشته . در امت من على همتا و نظير من است .
حافظان ديگر هم آن را روايت كردهاند .