تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
- فرمان خلافت برسان و گرنه فرمانهاى دگر نيابد سامان . - بىدرنگ فرود آورد همگان و خود بر شد بر جهاز شتران . - گفت : فرمان از جانب خداى در رسيد ، خداى لطيف و خبير . - كه على را جانشين خود سازم در كنار اين غدير . - پذيرفتند : بيعت كردند ، از اين رو در جهانيان باشد بىنظير . - پيشواى پيشوايان است ، سالار صغير و كبير . - راهى است به رشد و صلاح ، پرتوى چيره بر آفتاب منير . - حجت الهى است پس از من ، بر كافر بدسكال . - از پس او بدرهاى تابان به شمار ماه‌هاى سال . - نامهاى آنان در ميان قرآن ، فراوان خوانند حافظان . - در دفتر موسى و عيسى مسطور و هم مكتوب در زبور . - هماره در لوح محفوظ ، مىدرخشد در ميان سطور . - فرشتگان الهى به زيارت آن روند ، وه چه كتيبهء رخشان ؟ ! - خداى را گواه گرفت و هم جمع حاضران را كه فرمان حق بگذاشت . - آنگاه سالار غدير را بخواند و على از ميان انبوه برخاست . - با دست پيمان بستند و با دل به مخالفت برخاستند . - خداى داند ، چه كينه‌ها در سينه‌ها نهفتند . 5 و غديريهء ديگر باز هم در ستايش امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه : - على عالى ، جز برادرش محمد ، در جهان همتا ندارد ( 1 )
هامش
( 1 ) به حديثى اشاره دارد كه حافظ محب الدين طبرى در رياض ج 2 ص 164 ، از انس بن مالك آورده : رسول خدا گفت : هر پيامبرى نظير و همتا داشته . در امت من على همتا و نظير من است . حافظان ديگر هم آن را روايت كرده‌اند .