و از جمله « حديث چشمه ينبع » است ، ابن سمان در كتاب « موافقه » حديث را تخريج كرده و محب الدين طبرى در « رياض النضره » ج 2 ص 228 ، از او نقل كرده .
عمر در دوران خلافت زمين ينبع را در اختيار على نهاد ، على زمين ديگريهم در كنار آن خريدارى كرده و در آن چشمهء حفر كرد ، در ضمن كندوكاو ، ناگهان آب جوشان و خروشانى به پهناى گردن شتر بيرون جست ، على در كنارى خستگى مى - گرفت ، كارگرش مژدگانى آورد ، فرمود : به وارثان مژده دهيد . و آنگاه به عنوان صدقه جاريه در راه خدا سبيل كرد . ( 1 )
ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج 2 ص 260 مىنويسد : در خبر است كه مردى از راه رسيد و به دو گفت : مژده باد كه در زمين شما چشمهء خروشان سر برآورد ! فرمود : بشر الوارث ! بشر الوارث ! تكرار مىكرد كه به وارث مژده بريد . بعد آن زمين را بر فقراء وقف فرمود و همان لحظه وقفنامه را برنگاشت .
حموى در معجم البلدان ج 8 ص 256 و سمهودى در وفاء الوفاء ج 2 ص 393 و نيز ديگران به صدقات جاريهء امير المؤمنين در ينبع اشاره كردهاند .
و از جمله سخن آن سرور است كه فرمود :
« يا دنيا غرى غيرى »
جمعى از حافظان حديث اسناد آن را در كتاب خود آوردهاند ، چنان كه در ج 2 ص 287 كتابمان الغدير گذشت .
و از جمله حديث « دست آسيا » است جمعى از حافظان حديث از زبان ابى ذر - غفارى آوردهاند ، گفت : رسول خدا او را در پى على فرستاد ، ديد در خانهء على آسيائى مىچرخد و چرخانندهء پيدا نيست ، رسول را خبر برد ، فرمود : اى اباذر ! ندانسته اى كه خدا را فرشتگانى است كه در پهنهء گيتى روانند ، مأمور گشتهاند كه آل محمد را يارى دهند ؟ ( 2 )
هامش
( 1 ) حديث با همين مضمون در كتاب « الامام على » تأليف شيخ محمد رضا مصرى ص 17 ياد شده است .
( 2 ) سيرهء ملا ، رياض النضره ج 2 ص 223 ، اصابه ج 2 ص 105 ، اسعاف الراغبين ص 158 ، أعجب ما رايت ج 1 ص 8 الامام على تأليف شيخ محمد رضا ص 18 .