- به خدا سوگند كه آن را وقف كردم : سبيل ! در راه كردگار ، عزتمند با اقتدار .
- مىفرمود : اى دنياى پست ! ديگرى را بفريب كه من مفتون نخواهم گشت .
- با همسرش فاطمه در برابر آزارها صبورى گرفتند و به والاترين پاداش صابران رسيدند .
- ام ايمن گفت : « نيمروزى » هنگام استراحت ، بديدار زهرا شدم .
- پيش رفتم ، شگفتا ! دست آسيا ناله كنان مىچرخيد ، فاطمه ناپيدا .
- بر در حجره شدم ، با دلهره و اضطراب به در كوفتم ، پاسخى نداد .
- نزد مصطفى شرفياب گشتم و آنچه ديده و شنيده باز گفتم .
- فرمود : سپاس پروردگار كه اين نعمت گرانبار به دخترم بخشيده زهراى بردبار .
- خدايش خسته و كوفته يافت ، سنگينى خواب را بر او غالب ساخت .
وه چه پر منت .
- « فرشته اى بر دستاسيا موكل فرمود تا گندمش آرد نمود » خرم و شادمان بازگشتم .
- همو بود كه با فرمان حق عقد او با زهراى پاكطينت در آسمانها برگزار شد :
- كابين او خمس زمين مقرر گشت ، از منابع طبيعى و آنچه بر آن رويد و زايد .
- على است سالار مردان ، و زهرا ، سرور زنان و اينهم والاترين كابين .
- دو فرزندش شبير و شبر بر همهء خلائق فزون آمدند ، اين است لطف كردگار .
- دوستى آنان را ، پاداش مصطفى ساخت در برابر مزد رسالت و تبليغ احكام .
بيان :
در اين قصيده ، به پاره اى از مناقب امير المؤمنين عليه السلام اشاره كرده است :
از جمله « حديث مؤاخات و برادرى » كه در جلد سوم ص 112 - 125 گذشت ، و هم داستان مباهله كه على به منزلهء جان شريف رسول خدا نامبردار شده . ( 1 )
هامش
( 1 ) در آيه مباهله : * ( « فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّه عَلَى الْكاذِبِينَ ( آل عمران : 61 )