تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
- به خدا سوگند كه آن را وقف كردم : سبيل ! در راه كردگار ، عزتمند با اقتدار . - مىفرمود : اى دنياى پست ! ديگرى را بفريب كه من مفتون نخواهم گشت . - با همسرش فاطمه در برابر آزارها صبورى گرفتند و به والاترين پاداش صابران رسيدند . - ام ايمن گفت : « نيمروزى » هنگام استراحت ، بديدار زهرا شدم . - پيش رفتم ، شگفتا ! دست آسيا ناله كنان مىچرخيد ، فاطمه ناپيدا . - بر در حجره شدم ، با دلهره و اضطراب به در كوفتم ، پاسخى نداد . - نزد مصطفى شرفياب گشتم و آنچه ديده و شنيده باز گفتم . - فرمود : سپاس پروردگار كه اين نعمت گرانبار به دخترم بخشيده زهراى بردبار . - خدايش خسته و كوفته يافت ، سنگينى خواب را بر او غالب ساخت . وه چه پر منت . - « فرشته اى بر دستاسيا موكل فرمود تا گندمش آرد نمود » خرم و شادمان بازگشتم . - همو بود كه با فرمان حق عقد او با زهراى پاكطينت در آسمانها برگزار شد : - كابين او خمس زمين مقرر گشت ، از منابع طبيعى و آنچه بر آن رويد و زايد . - على است سالار مردان ، و زهرا ، سرور زنان و اينهم والاترين كابين . - دو فرزندش شبير و شبر بر همهء خلائق فزون آمدند ، اين است لطف كردگار . - دوستى آنان را ، پاداش مصطفى ساخت در برابر مزد رسالت و تبليغ احكام . بيان : در اين قصيده ، به پاره اى از مناقب امير المؤمنين عليه السلام اشاره كرده است : از جمله « حديث مؤاخات و برادرى » كه در جلد سوم ص 112 - 125 گذشت ، و هم داستان مباهله كه على به منزلهء جان شريف رسول خدا نامبردار شده . ( 1 )
هامش
( 1 ) در آيه مباهله : * ( « فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّه عَلَى الْكاذِبِينَ ( آل عمران : 61 )