كأن الجو قاسى ما اقاسى
فصار سواده فيه شحوبا ( 1 )
- گويا فضاى جهان به درد من مبتلاست كه رنگ آن تيره و تار است .
، و در ص 64 « ابانه » گويد : و از شعر عونى است :
- اى ياران ديرين ! رفتيد و قلب مرا در سوز و گداز عشق و جوانى تنها گذاشتيد .
أبكى وفاء كما و عهدكما كما
يبكى المحب معاهد الاحباب
- مىگريم بر وفاى شما و مىمويم بر وعده هايتان ، چونانكه دوست را يادگارى دوست مىگرياند .
و متنبى گفته :
وفاء كما كالربع اشجاه طاسمه
بأن تسعدا و الدمع أشجاه ساجمه ( 2 )
- وفاى شما همچون ديار معشوق ، عاشق زار غمزده را اصلا دهد : بيا تا بگرييم ! و اشكها را چون ژاله روان سازد .
، و باز در ص 66 « ابانه » مىنويسد :
عونى در ضمن قصيدهء كه در ستايش و ثناى اهل بيت سروده چنين مىگويد :
- همدمى نيست كه با من همناله شود ؟ چه گوارا و شيرين است اشكى كه به دامن دارم .
- دختر زادهء مصطفى را دوستارم ، مشتاقانه و بى تاب به زيارت او روانم .
و ما قدمى فى سعيه نحو قبره
بأفضل منه رتبة مركب العقل
- گامهاى من كه به سوى مرقدش در تب و تاب است ، امتيازى كمتر از سر من ندارد كه جايگاه عقل است .
، و متنبى گويد :
هامش
( 1 ) تمام قصيده 42 بيت است و در ج 1 ص 98 ديوانش ثبت شده ، و در مدح على بن محمد تميمى است .
( 2 ) قصيده 42 بيت و در ج 1 ص 232 ديوانش ثبت است ، اين قصيده اولين چكامهء شاعر است كه در سال 337 در ثناى سيف الدوله سروده است .