تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
- موقعى كه ميدان جنگ در زير پاى دليران بلرزه آيد ، او چون شير ژيان است كه بيشهء خود را غرق كرده است . - پيروزى بر سر او سايه گستر است به همراه ترسى كه دل دشمنان را مىلرزاند چه بايستد و چه روان گردد . - دلائلى كه طاعت او را بر خلق واجب مىكند ، و بينى حسودان و منحرفان را به خاك مىسايد . - بعد از او ، امامان و پيشوايان از فرزندانش چون اختران تابنده‌اند كه تاج هدايت بر تارك آنان مىدرخشد . - برخى در خانه نشسته به كمال علم و دانش مشهور است و آن دگر ، قبضهء شمشير را بچنگ مىفشارد . - پاكاند و گرامى و همگان برتر و و الا ، آن چنان كه گويند « مشكل گشا ! نه مشكلزا » . ، و در « يتيمة الدهر » ج 4 ص 48 ، اين دو بيت را از او ياد كرده : - بر چمنى گذشتيم كه چون گل خندان ولى از گلوى لاله‌ها خون مىچكيد . - منظره اى زيباتر از اين نديده‌ايم كه چمن خندان و خون دل از ديده اش روان باشد . ، و در ستايش نرگس گويد : - سلام بر باد بهاران كه نرگس زيبا به بازار آورد . - كاسه برگش به دلبرى - دهان گشاده ، گويا ظرفى از طلاست در ملافه اى سفيد . ، و هم دربارهء نرگس گويد - آن چنان كه صاحب « ظرائف و لطائف » در ص 159 و صاحب « حلبة الكميت » در ص 203 ياد كرده : - صبحگاهان به گل نرگس بنگر كه شاخهء آن مىشكفد . - آنان كه اين گل زيبا را به چشم دلبر مانند كنند ، نامشان را در دفتر حماقت ثبت كن .