تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
تأليفاتى دارد با شعرى شيوا و مشهور و كلام نمكين كه قسمت مهمى از آن در يتيمة الدهر ج 4 ص 68 محاسن اصفهان ص 52 و 56 و همچنين نهاية الارب نويرى ثبت آمده و از جمله چكامه اى در وصف طبرستان دارد كه ياقوت حموى در معجم - البلدان ج 6 ص 18 ، ايراد كرده است : - آن هنگام كه باد از پى باد خيزد ، فاخته بر شاخساران به سرود آيد . - چه غنچه‌هاى نوشگفت كه در فضا پران سازد و گلهاى خبازى پرپر كند - - درختان سيب كه ميوه‌هاى گلگونش مانند عارض مه رخساران به روى عشاق خود خنده زند . - اگر با تابش خورشيد رنگ بيشترى گيرد ، چون گونه‌هاى سرخ يار ، تمام رخ و نيمرخ عيان گردد . - مرغان سرودگر بر سر شاخ ، نغمه سرا گشته ، شور تازه اى در دل عشاق بر انگيزد . ، و چكامه اى در ستايش اهلبيت دارد كه ابن شهر آشوب در مناقب ج 2 ص 73 طبع ايران ثبت كرده : - دو مخالف بر رخسارت بهم پيچيده و آشتى كردند ، بعد از آنكه روزگاران سر خلاف داشتند . - اين يك با پرچم سپيد طالع شده و آن يك پرچم سياه به خود پيچيده و به - ميدان تاخته . - شگفتم از اين است كه دو شعار مخالف را بهم درآميخته است . - اين شاهان بنى العباساند كه جامهء سياه را اشعار خود ساخته مايهء شرافت دانستند . - و آن ، سروران از زادگان زهرا ، كه پرچم سفيد بر بالاى سرشان در اهتزار است . - اما حادثه اى كه در شرف وقوع است . - چندى با رونق جوانى دمساز شد كه دوامى نداشت و چندى با پيرى كه دورهء