تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
- مىداند وجودش عذاب و شكنجهء است كه براى ديدهء تماشائيان مهيا كشته . - خداوند ، پردهء آزرمش را دريده و رواست كه شما پرده‌هاى دگرش را بدرانيد - با نگاهش مرا جادو كرد ، و هر نمكين پسرى نركس چشمش جادو است . - آن كه جفا آورده و دورى گزيده ، چه مىشد كه با خوشنودى راه آشتى مىگرفت . - با دورى و جفا مرا شكنجه و آزار داده ، با وجود اين خواهان اويم . - هميشه ، خدا نكند چنين دوستى را از دست بدهم كه جوار او را خواهانم و از جفايش بيزار . ، در قسمت ثنا و ستايش گويد : - براى عزيز مصر ، دشمنى باقى نگذارد جز آنكه آتش او را خاموش كرد . - به خاطر اين بود كه سر و سامانش بخشيد و براى خود برگزيد . - منصب وزارت ، پايهء عظمتش را استوار نكرد ، نه و نه بر مقدار و مقامش افزود . - بلكه ، بنياد وزارت ويران و خراب بود ، و او جامهء عظمت و نشاط و خرمى بر او پوشيد . - هر روز با بخشش و نوالش بر سپاه مشكلات غارت مىآورد . - دستى دارد كه از بخل و خست بيزار است و در ميدان بخشش و نوال كرار غير فرار . - همين دست بخشنده و پر عطاست كه دشمنان عزيز را گريزاند و يارانش را فزون ساخت . - از دست مردى لايق و فاضل ، اين چنين - در شبان و روزان - نفع و ضرر خيزد . - به دو پناه بر كه در امان نماند جز آنكه به سايهء او رخت كشد و پناه آرد . - هر گاه بينى كه در بحر انديشه ، غوطه ور شده ، فكر خود را در مهمى به كار انداخته . - با هوش و درايت ، نكته اى را در پردهء غيب نگذارد ، جز اينكه روشن و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 197 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى