ضمنا هر محققى كه بر اين دو بيت ديگرش بگذرد ، يقين مىكند كه شاعر از سالمندان و متولدين قرن سوم است ، ملاحظه كنيد :
و قائلة تعيش . . .
. . . مظلوما بسيف ( 1 )
فقلت لها : اباكى ذاك حزنى
على مائة فجعت بها و نيف
- گويندهء مىگفت : امروز با عزت و شوكت زندگى دارى و فردا با ستم از دم شمشيرت مىگذرانند .
- گفتمش : آيا غم و دردم فزون مىشود ؟ با اينكه صد سال و اندى رنج كشيدهام .
، بعد از اين شرحى كه در طول عمر شاعر گذشت . ارزشى براى سخن ابن كثير درج 11 تاريخش ص 329 نمىماند كه گفتهء ابن خلكان را تضعيف كرده و مىگويد :
چگونه ابن الحجاج قبل از ابو سعيد اصطخرى متصدى امور حسبيه شده با اينكه اصطخرى در سال 328 در گذشته و به سال 320 منصب احتساب را متولى گشته ؟
چنان كه شاگردى او بگفتهء « معالم العلماء » در محضر ابن الرومى در گذشتهء 283 بعيد نمىنمايد ، چه اين شاگردى در قسمت ادبيات و مقدمات آن بوده و امكان دارد قبل از دوران بلوغ به محضر او رفته باشد ، درست مانند شاگردى شريف رضى نزد استادش سيرافى بروزگارى كه هنوز ده سال از عمر شريفش نگذشته بود و بيان آن در شرح حالش خواهد آمد .
مصادر ترجمهء ابن الحجاج
:
يتيمة الدهر ج 3 ص 25 / تاريخ خطيب ج 8 ص 14
معجم الادباء ج 4 ص 6 / تاريخ ابن خلكان 1 ر 170
معالم العلماء ص 136 / كامل ابن اثير ج 9 ص 63
منتظم ابن جوزى 7 ر 216 / مرآة الجنان 2 ر 444
معاهد التنصيص 2 ر 62 / مجالس المؤمنين 459
هامش
( 1 ) در ديوانش چنين يافتيم ، و البته كلماتى افتاده دارد .