زمينه بدست است از جمله :
1 - ابن شهر آشوب در معالم العلماء مىنويسد كه بر « ابن الرومى » قرائت داشته و ابن الرومى در سال 282 در گذشته .
2 - قبل از امام اصطخرى در گذشتهء سال 328 متصدى امور حسبيه بوده است چنان كه در تاريخ ابن خلكان و مرآة الجنان يافعى و غير آن دو كتاب ياد شده :
گفتهاند : « ابن الحجاج در بغداد عهده دار امور حسبيه شد و مدتى در آن سمت پائيد ، و مىگويند با عزل او ابو سعيد اصطخرى به عنوان محتسب بر سر كار آمد ، و ابن الحجاج دربارهء عزل از اين سمت ، ابياتى سروده كه مشهور است » .
امام اصطخرى ، آن چنان كه در شذرات الذهب ج 2 ص 132 ياد شده : در سال 320 به فرمان مقتدر باللَّه عباسى عهده دار اين منصب گشته است .
3 - سرودهء شاعر در هجو ابو عبد اللَّه هارون بن على بن ابى منصور منجم در گذشتهء سال 288 ، كه در ديوانش موجود است ، و جامع ديوانش گويد : اين شعر را در جوانى سروده .
4 - قصيده اى دربارهء ابو الفضل عباس بن حسين ، وزير مكتفى باللَّه عباسى دارد كه در ديوانش موجود است ، اين وزير به سال 296 مقتول شده .
ضمنا اشعار فراوانى در اواسط قرن چهارم سروده كه ضمن آن از پيرى و سالخوردگى خود ياد مىكند ، از جمله ابياتى است در ستايش ابو منصور بختيار پسر معز الدوله كه در سال 367 مقتول شده :
- گفتم : رأى مرا بپذير . كه رأى پير ، خوش فرجام است و با تدبير .
، و درباره ابو طاهر « ابن بقيه » در گذشتهء 366 قصيده اى دارد كه حقوق پس - افتادهء خود را مطالعه كرده ضمنا درخواست مىكند كه نام فرزندش در دفتر « بادويا » با حقوق كافى ثبت شود ، از جملهء آن ابيات :
طلبت ما يطلبه
مثلى الشيوخ الفسقه
- من چيزى را مطالبه مىكنم كه مانند من ديگر پيران فاسق ، مطالبه كردهاند .