ناپسند آن ، كريمانه چشم پوشى فرمودهاند :
سرور اجل ما ، زين الدين على بن عبد الحميد نيلى نجفى ( 1 ) در كتابش « الدر النضيد فى تعازى الامام الشهيد » نقل مىفرمايد كه ( 2 ) در زمان ابن الحجاج ، دو مرد صالح بودند كه از شعر او عيبجوئى مىكردند ، يكى محمد بن قارون سيبى و ديگرى على بن زرزور سورائى :
محمد بن قارون در خواب مىبيند : گويا به روضهء شريف حسينى مشرف شده و فاطمهء زهرا - سلام اللَّه عليها - در آنجا حضور دارد و به جرز چپ در ورودى تكيه داده ساير پيشوايان تا امام صادق - عليهم السلام - نيز مقابل آن خاتون ، در زاويه اى كه ميان ضريح حسين و فرزندش على اكبر شهيد واقع شده ، نشستهاند و سخن مىگويند ، و او ( محمد بن قارون ) در برابرشان ايستاده است .
سورائى هم كه چنين خوابى ديده و خود را در كنار اين پيشوايان مشاهده كرده است ، مىگويد : ديدم ابن الحجاج در حضور آنان مىآيد و ميرود ، به محمد بن قارون گفتم : نمىبينى كه اين مرد چه گستاخانه در حضور پيشوايان راه ميرود ؟ و او در پاسخ من گفت : من او را دوست نمىدارم تا به او بنگرم !
مىگويد : حضرت زهرا ، اين سخن را شنيد ، و با خشم به دو فرمود : ابو عبد اللَّه را دوست ندارى ؟ او را دوست بداريد ! چه هر كس او را دوست ندارد ، شيعهء ما نيست . از اجتماع امامان هم صدائى برخاست كه : « هر كس ابو عبد اللَّه را دوست ندارد ، مؤمن نيست » .
محمد بن قارون گويد : ندانستم گويندهء اين سخن كدامشان بود ، بعد با وحشت
هامش
( 1 ) فقيهى يگانه ، صاحب مقامات و كرامات است و از اساتيد دانشمند سترك ابن فهد حلى در گذشتهء سال 841 .
( 2 ) اين را متتبع محقق ميرزا عبد اللَّه اصفهانى در « رياض العلماء » و سرور ما ، در « روضات - الجنات » ص 239 و استاد ما علامه حجت ، نورى ، در « دار السلام » ج 1 ص 148 نقل كردهاند و ما خلاصهء آنچه در رياض العلماء آمده مىآوريم .