تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
- فقرى همراه كفر كه در ميان هر دو سرگردان و نالان بمانى ، تا روز مرگ كه نه دنيائى مانده باشدت و نه دين . - به راستى سخنت دربارهء فاطمهء زهرا ، سخن دشمنى سرگشته و لجوج بود . - با دست آسيا و آرد جوينش نكوهش و سرزنش كردى . پيوسته گندمت بىآسيا باد . - گفتى : رسول خدايش با فقير مسكينى كابين بست : دخترى مسكين و شوهرى مسكين . كذبت يا ابن اللتى باب استها سلس الاغلاق بالليل مفكوك الزرافين - دروغ بافتى اى مادر . . . كه شب همه شب حلقه‌هاى . . . - فاطمه خاتون زنان است ، آن كه در روز حشر ، همهء بهشتيان با دوشيزگان سيمتن آهو چشم ، كمر به خدمتش بندند . - گفتى : امير المؤمنين در نبرد صفين بر معاويه ستم راند . - و گفتى : فرمان پيشواى مقتدر ، به خاطر حق ، بر كشتن حسين سبط پيامبر صادر گشت . - نه پسر مرجانه در اين خونريزى گناهى مرتكب گشت و نه شمر ، ملعون و مطرود است . - و گفتى : پسر سعد را در حلال شمردن حرمت خاندان نبوت ، اجرى فزون و بىكران است . - و سپس به عقب بازگشتى و عثمان را ماتمسرا گشتى آن هم با اشعار بىمايه و مبتذل . - و از اين راه مورد طعن و ملامتى گشتى كه بر كم خردان و ديوانگان هم پوشيده نيست . - و گفتى : بالاتر از « روز غدير » اگر روايتش صحيح باشد ، روز « شعانين » يهود است . - و روز عيدت ، روز عاشوراست كه شراب و شيرينى تهيه بينى چونانكه نصارى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 157 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى