روا دارى .
- خدايشان از آلودگيها پاك نكند آن گوينده اى كه گفت ، بخ بخ چه فضل و چه شرفى ؟
و بايعوك بخم ثم اكدها
محمد بمقال منه غير خفى
- در « غدير خم » با تو پيمان بستند ، و رسول خدا با سخن خود پيمان را استوار نمود .
- ولى ترا عقب زدند و سخن رسول خدا را زير پا افكندند و نه اين سخن پيامبر بازشان داشت ، كه فرمود : اين برادر من و خليفهء من است .
- اين سرپرست شماست بعد از من ، هر كه در دامن او چنگ زند نه از آينده هراسد و نه از گذشته .
، اين قصيده قريب 64 بيت است و داستانى دارد كه به موقع ياد خواهد شد .
قصيدهء دگرى هم دارد كه در پاسخ « ابن سكره ( 1 ) » سروده ، همان كه بر خاندان حق و شاعرشان ابن الحجاج زبان درازى كرده است ، ما اين قصيده را از نسخهء خطى ديوانش كه به سال 620 با قلم عمر بن اسماعيل بن احمد موصلى رونويس شده برداشتهايم آغاز قصيده چنين است :
- لا اكذب اللَّه ان الصدق ينجينى
يد الامير به حمد اللَّه يحيينى
- نه - خدا را - دروغ نگويم . چه راستى راه نجات و نعمت امير - سپاس خدا را - مايهء حيات است .
، تا آنجا كه گويد :
- و درمانى نيافتى كه بدان شفا جوئى ، جز اينكه در طلب آمده آل ياسين را هجو گفتى .
- و سزاى آن ناسزا كه نثار اهل حق و رو سفيدان مبارك سيرت نمودى ، پروردگارت بدست قدرت اين سزا بخشيد .
هامش
( 1 ) محمد بن عبد اللَّه بن محمد هاشمى بغدادى از فرزندان على بن مهدى عباسى ، ديوان شعرى دارد كه از 50000 بيت متجاوز است .