تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
مىفشارم ، شرفياب خدمت شده‌ام . - اطمينان دارم كه مشمول شفاعتت واقع شده از شراب بهشتيم سيراب و عطش درونم را شفا مىبخشى . - چرا كه تو دستاويز محكم خدائى و هر كس بدان چنگ زند ، نه بدبخت شود و نه از تيره روزى هراسد . - هر گاه نامهاى مباركت بر مريض خوانده شود ، شفا يابد و از دردمندى برهد . - زيرا مقام و منزلتت پستى نگيرد و نورت تاريك نشود . - تو بزرگ آيت حقى كه بر عارفان در جلوه‌هاى ملكوتى ظاهر گشتى . - و اينان فرشتگان خداى رحماناند كه پيوسته با مهر الهى و ره آورد آسمانى بر مزارت نزول گيرند . - همچون سطل آب و جام وضو و هوله كه جبرئيل امين برايت هديه آورد و كس را در آن خلاف نيست . - و چون رسول خدايت نامزد كار مهمى نمود ، به خوبى و هموارى از پيش بردى . - داستان « مرغ بريان » كه « انس » راوى آن است ، بر شرف مؤبدت از زبان رسول مختار گواه است . - و حكايت « دانه و شاخ و زيتون » كه در قرآن آمده از لطف و كرامت خداى عرش آگاهى دهد . - و داستان « گروه اسبان » و « غبار فرا آسمان » كه در « عاديات » آمده و « شمشير بران » كه سپرها دريده و ناله‌ها دارد . - جوانانى چون شاخ شمشاد بر آنان گسيل داشتى ، تا همه را به آتش كشيدند و خاكسترشان بر باد رفت . - اگر مىخواستى ، همه را در خانه هايشان مسخ و باژگون مىفرمودى ، يا مىفرمودى : اى زمين آنها را به كام دركش ! - مرگ در فرمانت و جانها در قبضه ات ، فرمانروا توئى ! نه ستم كنى ، نه جفا
الغدير ( فارسي ) — صفحة 155 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى