تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
ماوردى در احكام سلطانيه ص 209 مىنويسد : از شرايط عهده دارى امور حسبيه اين است كه محتسب : آزاد ، عادل ، دادگستر صاحب نظر ، با برش و كار كشته باشد ، در امور دين متعصب و سرسخت بوده منكرات قطعيه اى را كه همهء مذاهب بر فساد آن اتفاق نظر دارند بشناسد . فقهاء مذهب شافعى ، در اين معنى اختلاف نظر دارند كه آيا محتسب ، مىتواند در موارد اختلاف مذاهب عقيده و اجتهاد خود را بر مردم تحميل كند يا نه ؟ ابو سعيد اصطخرى معتقد بود كه مىتواند ، و در اين صورت بايد گفت كه محتسب بايد دانشمندى باشد مجتهد و صاحب نظر تا بتواند در مورد اختلاف ، راى شخصى خود را ابراز دارد . سخن ماوردى پايان پذيرفت . رشيد الدين و طواط ، در گذشتهء سال 573 مىگويد : سزاوارترين كارها كه بايد مورد توجه قرار گرفته ، نظام آن تمشيت يابد و همت بر تأسيس مبانى و درستى تشريفات آن گماشته آيد ، كارى است كه پايهء دين و آئين بر آن استوار و مصالح اجتماعى مسلمين بدان برقرار خواهد گشت ، و آن توليت امور حسبيه است ، كه بدين وسيله منحرفين از جادهء حق ، به راه آمده ، فروماندگان وادى فسق و تباهى ادب يافته ، بازوى شرع و دين نيرو گيرد و برخوردهاى اجتماعى بر پايهء قانون و قاعده و مصالح همگانى انجام پذيرد . شايسته آن است كه توليت اين امر ، كسى را سپرده آيد كه به دين دارى موصوف و به حفظ و امانت معروف ، از رسوائى و بدنامى دور و از عيب و تهمت بر كنار بوده ، پيراهن تقوى و درست كارى بر تن ، به راه رشد و صلاح پويا و كوشا باشد . ( نقل از معجم الادباء ج 19 ص 31 ) . با توجه به اينكه شاعر ما ابن الحجاج ، بارها عهده دار اين خدمت خطير اجتماعى گشته ، و تصدى اين منصب با شكوه ، جز با احراز رتبهء اجتهاد و وصول به مقام فقه و عدالت ممكن نيست ، نيازى به اثبات شؤن نامبرده ، و ستايش مقام علمى و اجتماعى او نمىماند .