تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
- فرشتگان به خاطر شهادتشان زارى كرده گريستند ، آرى آنانرا از ناوك تير و نيزه شربت شهادت دادند . - من گريه و زارى را گر چه پيوسته و بر دوام باشد روا مىدانم ، و بعد از مصيبت طف ( كربلا ) خنده را بر احدى روا نخواهم شمرد . - چقدر اين سخن را بر زبان راندم و گفتم : اى اندوه ! بر دوام باش و اى غم در قلب من خانه گير و كوچ مكن . ، اينها نمونهء از اشعار صاحب است كه دربارهء ائمهء اطهار سروده ، و در مناقب ابن شهر آشوب ، قسمت ديگرى در ابواب كتاب به تناسب پراكنده شده كه همه را سيد « امين » در كتاب « اعيان الشيعه » گرد آورده ، و چون هر دو كتاب در دسترس همگان است از نقل آن اشعار ، خوددارى و تنها به ذكر قسمتى پرداختيم كه در ساير معاجم ياد شده بود . سيد عليخان مدنى ، در كتاب « الدرجات الرفيعه » مىنويسد : صاحب - كه خدايش رحمت كناد - قصيدهء بدون الف پرداخته ، با اينكه الف ، در نثر و نظم از هر حرفى ديگر بيشتر وارد مىشود ، مطلع قصيده اين است :
قد ظل يجرى صدرى من ليس يعدوه فكرى
اين قصيده كه در مدح اهل بيت سروده شده ، هفتاد بيت است ، و لذا مورد اعجاب و شگفت همگان واقع شده دست بدست مىگشت . چون طلوع خورشيد ، به هر شهرى سركشيد و چون وزش باد ، به بر و بحر تاخت . صاحب ، بر اين طريقه و روش به كار خود ادامه داد ، و قصائدى ساخت كه هر كدام ، از يك حرف خالى بود ، و تنها سرودن قصيده اى كه از حرف واو ، خالى باشد بر او مشكل افتاد . دامادش ابو الحسين على ، در صدد آن بر آمده قصيده اى سرود كه از واو خالى و همه در ثناى صاحب بود ، مطلع قصيده اين است :