تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
است كه بدان چنگ زده‌ام . ، علامهء مجلسى در « بحار » ج 10 ص 264 قصيده اى طولانى به نام صاحب ثبت كرده كه از برخى كتب قديمى نقل فرموده ( 1 ) : - فرزندان على ، برادر مصطفى را به خون كشيدند ، و شايسته است كه بر اين سوگ اشكهاى ما بريزد و سيلاب كشد . - و لعنت و نفرين ، پيوسته نثار دشمنانش گردد ، چه آنها كه در گذشته‌اند و چه آنها كه از دنبال آيند . - ابتدا بر سر پسرانش ريختند ، سپس بر سر دخترانش و مصيبتى عظيم به بار آوردند : اينك سخنى از شهادت او بشنو ! - حسين را در كربلا ، از نوشيدن آب مانع شدند ، بىپروا ، فرياد نوحه و زارى بركش ! - آب گواراى فرات را بر او بستند ، از اينرو به رستاخيز ، ناگوارترين آب دوزخ را به حلقومشان خواهند بست . - رواست كه سر پسر پيامبر را جدا كنند ، و در جهان اسلام كسى زنده باشد و در ركابش شهيد نشود ؟ - زنازادگان دربارهء آنها كه شعارشان « حى على الفلاح » ( 2 ) بود ، هر چه خواستند كردند و فرصت از كف ننهادند . - زنازاده پسر زنازاده با چوب خيزران لب و دندان كسى را به بازى گرفت كه بهترين بوسه گاه بهترين پيامبران بود ( 3 ) . پسران هند جگر خوار ، با شمشيرهاى هندى خود رگهاى گردن پيامبر را مىبرند و سرفرازى مىكنند .
هامش
( 1 ) چاپ جديد ج 45 ص 284 . ( 2 ) پيش به سوى رستگارى . ( 3 ) سيد محسن امين در اعيان الشيعه تنها همين يك بيت قصيده را ذكر كرده .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 111 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى