يكنواخت بر سر دشمن كوبيد .
- امور مردم را در دست كفايت گرفت و به مال آنان طمع نبست ، گاهى مىشود كه امانت واليان مورد ترديد است .
- در داورى به دانش ديگران نياز نداشت ، آنجا كه ديگران نيازمند شده چون خر به گل ماندند .
- راه خانه اش كه به بهترين مساجد ( مسجد رسول ) باز مىشد ، مسدود نگشت در صورتى كه راه دگران يكسره مسدود شد .
- و همسرش زهرا ، بهترين دخترى بود كه به خانهء بهترين شوهر رفت ، مقام زهرا قابل انكار نيست ( 1 ) .
- در سايهء حسن و حسين بود كه مجد و بزرگوارى ، رواق عظمت بركشيد ، اگر آن دو نبودند ، مجد و بزرگوارى در كجا مشهود مىگشت .
- پرتو نور ، از آن دو وجود مبارك بر زمين تابيد ، براى خدا پرتوهاست كه تجديد مىشود .
- آنان حجتهاى تابناك خدايند كه روشن گشتهاند و مشعلهاى افروخته كه خاموشى ندارند .
- اى خاندان محمد . من پيوسته دوستدار شما خواهم بود ، اين شمائيد كه براى علم و آئين ستارهء رخشانيد .
- آنكه از دوستى شما پاكشد ، به هيچش نخرم كه بىآبروست و مادرش ننگين .
، حمويئى صاحب « فرائد السمطين » در سمط دوم باب اول ، اين دو بيت را از صاحب آورده است .
- الطاف الهى از حدود آرزو و تمنايم در گذشته و با دست و زبان ، شكر آن نتوانم گزاشت .
- از بهترين الطاف و كاملترين نعمتها ، همين دوستى امير المؤمنين على
هامش
( 1 ) اين شعر را خوارزمى روايت مىكند ولى در اعيان الشيعه نيست ،