ص 301 آمده ، به خدمت صاحب نوشت :
قل للوزير - أدام اللَّه نعمته
مستخدما لمجارى الدهر و القدر
- با وزير بگو كه خداوندش بر نعمت پايدار دارد و قضا و قدر او را به خدمت گزارى مفتخر سازد .
- بردهء خود را بركشيدى و فرزندى پسر به دو بخشيدى ، اينك او را با نامى از نامهاى عرب افتخار بخش .
- اگر باز هم لطف فرموده با دادن لقب او را تشريف بخشى ، با كرم خود ، بوستان را با باران خرم ساخته اى .
- سايه ات پيوسته و گسترده باد كه از ميان پيوستهها و گستردهها بهترين است .
[ و صاحب در كنار رقعه نگاشت ]
هنئته ابنا يشيع الانس فى البشر
هنيت مقدم هذا الصارم الذكر
- نعمت فرزندت گوارا باد ! كه چون « انس و بشر » قرين خوشخوئى و خوشروئى است ، قدم نورسيده ات مباركباد كه چون شمشير فولادين برنده و تيز است ( 1 ) .
43 - محمد بن على بن عمر ، از بزرگان رى است كه در محضر صاحب حديث فرا گرفته و با قصيدهء رائيه اى او را ثنا گستر شده .
- ادبا از صاحب ابن عباد و ابو اسحاق صابى با لقب « صادين » ( دو صاد ) ياد كردهاند ، از جمله در چكامهء شيخ احمد بربير ، در گذشتهء سال 1226 كه در كتابش شرح جلى ص 283 ثبت آمده ، و منشى با نمكى را مىستايد :
للَّه كاتبا الذى انا رقه
و هو الذى لازال قرة عينى
فى ميم مبسمه و لام عذاره
ما بات ينسخ بهجة الصادين
( 2 )
هامش
( 1 ) اشاره به اينكه نامش « انس » يا « بشر » باشد ، و لقبش « صارم » ، به اصل كتاب مراجعه شود حتما . ( مترجم ) .
( 2 ) شايد منظور از دو صاد ، دو حلقهء چشم يا دو لالهء گوش باشد - ( مترجم )