تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
ص 81 و هم خوارزمى در كتاب « مناقب » ص 69 اين چند بيت او را ياد كرده‌اند . - اى امير مؤمنان على مرتضى ! من دل در گرو تو دارم . - هر گاه زبان به ستايشت گشودم ، دشمن بدكيشت گفت : خلفاى اسبق را از ياد بردى . - كدام يك مانند سرور من على ، زاهد و وارسته بود كه براستى دنيا را با سه طلاق رها كرد . - چه كسى براى تناول مرغ بريان دعوت گشت ؟ براى صدق دعوى ما همين بس است . - به عقيدهء شما وصى محمد مصطفى كيست ؟ وصى مصطفى هم بايد مصطفى و برگزيده باشد . ، باز فقيه گنجى در « كفايه » خود ص 192 و سبط ابن جوزى در « تذكرهء خواص امت » ص 88 و خوارزمى در « مناقب » ص 61 چنين ياد كرده‌اند ( 1 ) : - دوستى رسول و خاندانش تكيه گاه من است پس چرا مشكلات زندگى به سعادت و نيكبختى ما بدبين است . - اى پسر عم رسول ، اى برترين كسى كه رهبر جهانيان و سرور هاشميان بودى . - اى نادرهء دين ، اى يگانهء دهر ! منت گزار و ثناى اين بنده ات را گوش كن كه دين و آئينش تفضيل و برترى شما بر تمام جهانيان است . - آيا شمشيرى چون شمشير تو در اسلام به كار افتاده است ؟ - اگر حقشناسى كنند - و اين خود فضيلت تابناكى است كه به تنهائى گواه مدعاست . - آيا چون علم تو ، علمى در اسلام وجود داشته ؟ آن هنگام كه ديگران لغزيدند و تو خود به اسرار دين راهبر شدى و راهبر ما گشتى ؟ - آيا كسى چون تو مىشناسيم كه قرآن مجيد را با لفظ و معنى و هم تأويل و تنزيل ، گرد آورده و نگهبان باشد ؟
هامش
( 1 ) اين اشعار فقط سه بيت آن در اعيان الشيعه ياد شده .