ص 81 و هم خوارزمى در كتاب « مناقب » ص 69 اين چند بيت او را ياد كردهاند .
- اى امير مؤمنان على مرتضى ! من دل در گرو تو دارم .
- هر گاه زبان به ستايشت گشودم ، دشمن بدكيشت گفت : خلفاى اسبق را از ياد بردى .
- كدام يك مانند سرور من على ، زاهد و وارسته بود كه براستى دنيا را با سه طلاق رها كرد .
- چه كسى براى تناول مرغ بريان دعوت گشت ؟ براى صدق دعوى ما همين بس است .
- به عقيدهء شما وصى محمد مصطفى كيست ؟ وصى مصطفى هم بايد مصطفى و برگزيده باشد .
، باز فقيه گنجى در « كفايه » خود ص 192 و سبط ابن جوزى در « تذكرهء خواص امت » ص 88 و خوارزمى در « مناقب » ص 61 چنين ياد كردهاند ( 1 ) :
- دوستى رسول و خاندانش تكيه گاه من است پس چرا مشكلات زندگى به سعادت و نيكبختى ما بدبين است .
- اى پسر عم رسول ، اى برترين كسى كه رهبر جهانيان و سرور هاشميان بودى .
- اى نادرهء دين ، اى يگانهء دهر ! منت گزار و ثناى اين بنده ات را گوش كن كه دين و آئينش تفضيل و برترى شما بر تمام جهانيان است .
- آيا شمشيرى چون شمشير تو در اسلام به كار افتاده است ؟ - اگر حقشناسى كنند - و اين خود فضيلت تابناكى است كه به تنهائى گواه مدعاست .
- آيا چون علم تو ، علمى در اسلام وجود داشته ؟ آن هنگام كه ديگران لغزيدند و تو خود به اسرار دين راهبر شدى و راهبر ما گشتى ؟
- آيا كسى چون تو مىشناسيم كه قرآن مجيد را با لفظ و معنى و هم تأويل و تنزيل ، گرد آورده و نگهبان باشد ؟
هامش
( 1 ) اين اشعار فقط سه بيت آن در اعيان الشيعه ياد شده .