ولى وقتى اين وضع را در مردم آن بنگرند ، و اخبار دل انگيز اسلامى را با عادات و سلوك زمامداران دوره جديد سنجيده ، مخالف و متضاد ببينند ، و در لواى اين خلافت ستمگرانه ، اخبار وحشتناكى دريافت كنند ، و به آنان رسد كه اين تعاليم درخشان از دست رفته ، و آنچه در كشور اسلامى بايد جارى شود همه را شهوترانيهاى خليفه و بىخبرى زمامداران و خود باختگى زعما ، و بىثباتى ديگران لگد كوب كرده و از بين برده است .
و خيلى زود شهرت اسلامى را پريشان ساخته ، دوستىها به دشمنى مبدل گردد بىآنكه بتوانند كارهاى اصلى و بدلى را از يكديگر جدا سازند ، و اين خود سنگ بزرگى بر راه تكامل اسلام ، و مانع نفوذ آن ، در بيگانگان و محيط خارج ، خواهد بود .
6 - به اين مطالب بايد گستاخيها و زبان درازيهاى بنىاميه را نسبت باسلام افزود ، و نيز آن عده از اعمال فجيعشان كه بر نيت سوءشان ، نسبت به اسلام و مسلمين ، حكايت مىكند ، اضافه كرد .
ما از اين گونه آثار ، دانستهايم كه بنى اميه دست از دين بت پرستى پدران خود بر نداشتند ، مگر از ترس شمشير و طمع در زمامدارى از اين رو كمترين انتظارى كه از آنها مىرود اگر نخواهند امت اسلامى را به عقب باز گردانند ، بىتوجهى نسبت به نشر تعاليم اسلام است ، تا در خلال فرو رفتن در جاهليت ، و خود باختگى در كار فسق و فجور و اخلاق ناشايست ، دولت اسلام را دولتى برنك دولت قيصر روم ، و جاهليت عربى ، در آورند .
از اينها گذشته ، وقتى خليفه خود ناظر كسانى باشد كه اين گونه گستاخىها و هوسرانيها بر آنان مشتبه شده ، و او خود را مالك الرقاب مردم مىداند و كسى پيدا نشود خطاهاى او را خرده گيرى كند و يا زبان به ايراد و انتقاد او بگشايد ، در اين صورت خليفه طبعا در انحرافهاى خود ، بيشتر پافشارى كند و در شهواتش بيشتر فرو رود و بر خود خواهى ، تكبر و گردنكشيش مىافزايد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٩٢