به خلافتش نداشته باشد ، نمىيابيد . و امت اسلامى پيرامون نهضت مقدسش سخن بدون دقت و توجه بر زبان نمىراند ، پس از دقت نظرها و توجههاى كافى ، آن را بر طبق مصالح عاليهء جامعه ، تشخيص داده است و دربارهء او و نهضت مقدسش ، از احدى از امت جز احترام و تقديس ، چيز ديگرى شنيده نشده است .
از اين رو گوش روزگار از هيچ انسانى جرأت و جسارت خضرى را در آنجا كه گويد : اشتباه از آن بزرگوار صورت گرفت ، نيوشيده است .
* ( إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَزُوراً ) * ( 1 )
آنچه از تاريخ زندگانى سبط فداكار پيامبر ( ع ) استفاده مىكنيم ، وجوب قيام در مقابل هر باطل و پشتيبانى و دفاع از هر حقى است و نيز لزوم قيام براى بر پا داشتن اساس دين ، و نشر تعاليم و اخلاق فاضلهء آن است . بلى اين تاريخ با عظمت بما مىآموزد چگونه بايد به نفع ابديت ، دست از زندگى مادى شست و از زندگى محدود زير سايهء بردگى ، به آغوش مرگ ، پناه برده براى نجات امت اسلامى از چنگالهاى ظلم و فساد به شاهراه مرگ دست آويخت ، و چگونه بايد در راه دين حنيف و نورانى اسلام با قاطعيت ، فداكارى كرد و در لبهء پرتگاههاى خوارى و ذلت چگونه انسان خود را از سقوط نگهدارى كند .
اينها است ، اندكى از درسهاى بسيارى كه سيد و مولاى ما حضرت حسين عليه السلام به امت جدش داده است نه آنچه خضرى پنداشته ، كه تاريخ از كار . . .
تا آخر .
غير از آنچه ياد شد ، از خضرى دشمنىهاى فراوان ديگرى ديده شده كه از آنها چشم ميپوشيم تنها مىخواستيم كاوشگران را از اين نمونه افكار او ، به سنخ آراء اموى او ، هشيار سازيم .
« اينان از مردم مىترسند ولى از خدائى كه هنگام سوء نيتهايشان با آنها نمىترسند و خدا به آنچه مىكنند آگاه است » .
هامش
( 1 ) « اينان سخنى ، بر خلاف و از روى باطل بر زبان ميرانند » آيه 12 از سورهء مجادله .