تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
پس مىگوئيم : اى آقاى خضرى ! چه خطرى براى جامعهء دينى از اين وضع مىتواند بدتر باشد ، و چه مصلحتى بالاتر از زدودن اين ننگ ، مىتوان تصور كرد كه هر متدين غيورى را به قيام عليه اين قدرت ستمگرانه فرا مىخواند ؟ و آيا چه بار گرانى به دوش مردم از آنچه ياد شد ، سنگينتر و يا چه ظلم غير قابل تحملى از آنچه بيان گرديد شديدتر مىتوان به ياد آورد ، تا جائى كه هر متدينى را به تنهائى ، موظف به مخالفت با آن ، و قيام عليه آن مىكند ، هر چند بداند قطعا كشته خواهد شد ، زيرا فكر مىكند هر چند او امروز مىميرد ، ولى زندگانى جاويدش در راه دين اركان دولت ستمگر را متزلزل خواهد كرد ، نام چنين انسانى در ميان جامعهء دينى ، نامهء سياه اعمال ستمگر را بر ملأ خواهد ساخت و نشان مىدهد ، او چگونه مسند مقدس زعامت اسلامى را غصب كرده و در مقابل مخالفتى كه با جناياتش صورت گرفته ، انسانى شرافتمند را كشته است . ملتى كه بر اين حقايق واقف گردند ، مىتوانند اين واقعه را درسى از فداكارى مترقيانه تلقى كرده و آن را جانبازى در راه عقيده و مبدء فكرى صحيحى بدانند ، و كار او را دنبال كنند . در اين ميان گروهى نسبت به چنين انسان فداكار ، رقت آورده به خونخواهىاش قيام مىكنند و گروهى ديگر از خطاهاى ستمگر به خشم آمده و هتاكىهايش را بديدهء انكار مىنگرند ، آنگاه اين دو روح خونخواه و خشمگين بهم پيوسته نيروى دولت ستمگر را سقوط داده و راههاى پيروزى را بر او مىبندند تا بدينوسيله ستم و ظلم ريشه كن شده و صلاح عموم جاى آن را بگيرد . اين چنين ، نهضت مقدس حسين ( ع ) اثر بخشيد تا جائى كه مردم بر دولت بنى اميه در ايام مروان حمار ، شوريدند و بدين ترتيب امت درسهاى مترقىاش را از او فرا گرفت ولى « خضرى » و آن عده از كسانى كه در پيچ و خمهاى مسير او راه مىپيمانيد ، كورى جهالت ، ديده و بصيرتشان را نابينا ساخته است .