تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
به همين رذائل در عهد پدرش معرفى شده بود ، چنان كه وقتى معاويه خواست برايش بيعت بگيرد مولاى ما حسين عليه السلام خطاب به معاويه فرمود : مىخواهى مردم را به امرى مبهم بيندازى ؟ ؟ گويا مرد ناپيدائى را توصيف مىكنى ؟ و از غائبى سخن مىگوئى ؟ يا از كسى خبر مىدهى كه از او خبر خصوصى دارى ، و حال آنكه يزيد خودش موقعيت رأى و فكرش را ارائه داده است . يزيد را به همان سنجشى بر گير كه او خود را بدان سنجيده است كار يزيد بجان هم انداختن سگها و كبوتران ، و مسابقهء با هم جنسانشان ، و پرداختن به كنيزكان نوازنده و سرگرمى با انواع لهو و لعب مىباشد . او در اين امور تو را ياور خوبى است نه در امر خلافت . تو اى معاويه ! چه بسيار بىنيازى از اينكه خداى را بار سنگين اين خلق ، بيش از آنچه بدوش كشيده اى ، ملاقات كنى ( 1 ) و نيز امام ( ع ) به معاويه فرمود : نادانىات ترا بس ، كه دنياى زود گذر را بر آيندهء دراز مدت ترجيح دادى . معاويه گفت : اما اينكه گفتى ، شما شخصا بهتر از يزيد هستيد ، به خدا سوگند يزيد براى امت محمد ( ص ) بهتر از تواست . حسين ( ع ) گفت : اين تهمت است و باطل ، آيا يزيد شرابخوار و هوسران بهتر از من است ؟ ! ( 2 ) و در نامهء معتضد كه در عهد او ، مقابل اجتماع بزرگ مردم خوانده شد ، چنين است : يكى از مطاعن معاويه ، مقدم داشتن ديگران راست ، بر دين خدا ، و دعوت مردم را به فرزند متكبر و شرابخوارش يزيد ، كه كارش خروس بازى ، سگ بازى و ميمون بازى بود . و بيعت گرفتن از مسلمانان نيك سيرت براى او با قهر و غلبه ، و تهديد و تطميع ، و ترس و رعب ، با اينكه معاويه نابخردى او ، و خباثت و ستمگريش را مىدانست و ميخوارگى و فسق و فجور و الحادش را مشاهده مىكرد .
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 153 . ( 2 ) الامامة و السياسة 1 / 155 .