تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
6 - در جلد 7 ص 356 از امام أحمد از وكيع از اسرائيل از ابى اسحاق از زيد بن يثيع از ابى بكر ، حديث برائت را آورده ، آنگاه گويد : در اين حديث جاى ايراد و انكارى هست ، زيرا در آن ، امر به بازگردانيدن صديق شده است ، در صورتى كه ابو بكر باز نگشت و امير حج بود . . . تا آخر . پاسخ : بخوانيد و بر اين اجتهاد خنك كه در مقابل نص صورت گرفته بخنديد . نصى كه ثابت و يقين است و اجماع بر صحتش منعقد شده است . و ما به همين زودى حديث را با طرق بسيارش براى شما بيان خواهيم كرد . 7 - در جلد هفتم صفحهء 342 از طريق امام احمد از ابن نمير از اجلح كندى از عبد اللَّه بن بريدة حديثى آورده كه قسمتى از آن چنين است : پيامبر ( ص ) فرمود : دربارهء على ( ع ) سعايت نكنيد كه او از من ، و من از اويم ، و او صاحب اختيار شما بعد از من است . ( 1 ) آنگاه در تعقيب آن گويد : مقصود از اين تعبير نامعلوم است و اجلح شيعى است و روايتى را كه تنها شيعه اى نقل كند پذيرفته نيست و از كسانى كه ضعيفتر از اويند ، پيروى كرده‌اند و خداوند آگاهتر است . و آنچه در اين باره حفظ شده ، روايت احمد از وكيع از اعمش از سعد بن عبيده از عبد اللَّه بن بريده از پدرش مىباشد كه گويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : من كنت مولاه فعلى وليه « » كسى را كه من مولاى اويم على ( ع ) ولى اوست » . پاسخ : آيا هيچ عربى كه از بنى اميه نباشد مىتواند اين تعبير را مشكوك و نامعلوم بداند ؟ با اينكه متن آن كلامى است گويا ، صريح ، و آيا هيچ عربى مشروط به اينكه عوامل تعصب او را به شبهه نيندازد ، پيدا مىشود كه در معنى اين جمله اظهار نا آشنائى كند ؟ اين معنى صحيح و ثابتى كه از مصدر وحى با اسناد صحيح صادر شده و مؤيد به احاديث صحيح ( 2 ) فراوانى به همين مضمون و معنى است ؟
هامش
( 1 ) لا تقع فى على فانه منى و انا منه و هو وليكم بعدى . ( 2 ) مراجعه كنيد جلد اول اين كتاب ، و جلد سوم عربى 215 ، 216 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 64 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)