على ( ع ) درست نيست و استدلال بر ضعف اسنادش مىكند ، در صورتى كه خود او در تفسيرش 2 / 71 همين روايت را از طريق ابن مردويه ، از كلبى نقل كرده و گويد :
كلبى گفته است اسناد اين روايت قابل خدشه نيست ؟ ! و ما قبلا در صفحهء 175 اشاره كرديم كه حديث ابى سعيد اشج نامبرده رجالش صحيح و موثقاند .
از اين گذشته ، هر گاه رواياتى كه در ذيل اين آيات و آيات فراوان ديگر ، مبنى بر اينكه اين آيات دربارهء امير المؤمنين على ( ع ) نازل شده ، يا تأويل به او گرديده ، يا بر حسب عمومى كه دارد يكى از نمونههاى برجسته اش آن حضرت مىباشد . اگر اين روايات بر حسب پندار اين مرد غافل هيچ كدام صحيح نباشد ، وظيفهء محقق است كه همهء اين تفاسير مورد اعتماد و صحاح و مسانيد و كتب حديث معتبر را ، پاره پاره كند و قلم بطلان بر همهء آنها بكشد ، زيرا كتبى كه مملو از مطالب نادرست است به چه كار آيد ؟ و چرا دانشمندان تكيه بر اين مطالب كنند ؟ ! و چرا عمر عزيزشان را در جمع و ذخيره كردن آنها براى به كار بردن و پذيرفتن امت نسبت به مضامينش ، صرف كنند ؟
اگر اينها همه بايد فداى هوا پرستى ابن كثير شود پس دانش پژوهان به چه كتابى بايد مراجعه كنند و چه پناهگاهى را محققان بايد مقصد خود سازند ؟ ! .
بلى ، تنها همين كتابها مأخذ و پناهگاه است . و ابن كثير خودش به اينها مراجعه مىكند و در هر موضوع و هر مسئله اى جز در باب فضائل امير المؤمنين ( ع ) همين كتابها را مقصد قرار مىدهد ، ولى به اين مورد كه مىرسد ديگر كينه - توزىاش به جوش آمده با زبانى زشت و زننده و خامه اى گستاخ با آن مواجه مىشود .
ما شما را در جريان مآخذ نزول اين آيات كريمه در جلد دوم اين كتاب صفحهء 52 - 55 و جلد سوم صفحات 106 - 111 و 156 - 163 گذارديم و حق سخن را در ذيل آيهء : * ( إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ) * ( 1 ) ادا خواهيم كرد ، به اميد ديدار .
هامش
( 1 ) رعد : 7 « جز اين نيست كه ترسانندهء اين قوم از عذابى و براى هر قوم ، راهنمائى باشد . »