و تا در چنين احوالى براى نجات امت اقدام كند ، به پا خاست . خودش ، خاندانش ياران و عزيزان ، و حتى زنانش در اين موقعيت حساس و خطرناك همه با هم به پا خاستند تا جامعهء دينى را از نيات شوم بنى اميه آگاه كنند و تيشههاى سختى را كه به ريشهء شريعت مىزدند به آنها بنماياند و نشان دهند اين كسى كه بر جايگاه خلافت اسلامى واژگون ، تكيه زده نه پيوندى با پيامبر خدا ( ص ) دارد و نه بهره اى از خلافت پيامبر او .
حسين ( ع ) پيوسته اين صفحهء ننگين را بر بنى اميه فرا خواند تا سرانجام در قربانگاه كربلا جان خود را بر سر آن داد ، و رهگذر زنان و فرزندانش به « شام » كشيده شد .
در اين اوضاع بود كه نفوس مردم ، از بنى اميه و پيروانشان نفرت پيدا كرد و آنان را منفور خود ساختند تا جائى كه در زمان مروان حمار ، زمين از لوث وجود آنان پاك گرديد . اينست آنچه اينان بدست خود فراهم آوردند و خداى را بر بندگان ستمى نيست . و اينست مفاد آنچه مىگويند : دين اسلام چنان كه حدوثش محمدى بوده است ، بقائش حسينى است .
اينست حقيقت استوارى كه با براهين قاطع تقويت شده است ، ولى ابن كثير و هم قدرانش از طرفداران روح اموى ، از بدگوئىهاى خود نسبت به شيعهء حسين ( ع ) با نسبتهاى دروغ به آنها دادن ، دست نمىكشند ، و از سخنان زننده شان خوددارى نمىكنند .
اين بود نمونههاى ناچيزى از جنايات فراوان ابن كثير بر علم و امانتهاى اسلامى ، و اين بود گوشه هائى از تزوير و پرده پوشيهاى او نسبت به حقايق آن .
و ما را فرصت آن نيست كه همهء معايب و زشتيهاى كتابش را در اينجا ايراد كنيم . و هرگاه بخواهيم ، همه يا بسيارى از آنچه در آن كتاب از دروغها ، و سخنان بىاساس و نسبتهاى ناروائى كه به مردم منزه داده و دشنامهاى زننده اى كه به رجال شيعه هنگام متعرض شدن تاريخشان ، بدون مجوز اظهار داشته ، و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٦٧