و هر شبى كه در آن به عبادت قيام كردى تا فجر روشن سينهء افق را شكافت بايد بر تو بگريد .
هر پريشان ترسناكى كه تو پناهش دادى ، وقتى پناه دهنده اى نبود بايد بر تو بگريد .
هر بينوا درويشى كه با استخوانهاى بىرمقت بياريش برخاستى بايد بر تو بگريد .
اى مادر ! چه حالات هولناك دراز مدتى كه بىياور بر تو گذشت ؟
اى مادر ! چه بسيار دردهاى پنهانى كه در دلت بىاظهار ماند ؟
من به كى شكايت كنم و با چه كسى وقتى دلم گرفت به راز و نياز پردازم .
ديگر به دعاى كدام خواننده اى خود را حفظ كنم ، با كدام روى روشنى ، خود را روشنى بخشم ؟
تقدير مورد اميد را چگونه مىتوان جلوش را گرفت ، و كار پيچيده را چگونه مىتوان گشود ؟ .
تسليت خاطر تو اين باشد كه ديرى نخواهد پائيد ، ما به سوى تو در آن سراى خواهيم منتقل گرديد .
تولد و قتل او
ابو فراس در سال 320 و گويند 321 ه متولد شد و آنچه ابن خالويه از ابو فراس نقل كرده كه گفته است : « در سال 339 ه من نوزده ساله بودم » نشان مىدهد تاريخ تولد او ، 320 ه بوده است . و روز چهارشنبه هشتم ربيع الآخر ( 1 ) و به قول صابى در تاريخش ( 2 ) روز شنبه دوم جمادى الاولى سال 357 ه ( 3 ) قتل او اتفاق افتاد . علت اين قتل اين بود كه چون سيف الدوله از دنيا رفت ابو فراس تصميم گرفت بر « حمص » دست يابد و حكم رانى
هامش
( 1 ) كامل ابن اثير ، تاريخ ابى الفداء .
( 2 ) ابن خلكان در تاريخش او را حكايت كرده ، و صاحب شذرات الذهب .
( 3 ) ابن عساكر در تاريخش به سال 350 ، ولى درست نيست .