زمانش از نظر ادب ، فضيلت جوانمردى ، بزرگوارى ، عظمت ، سخندانى و برازندگى ، دليرى و شجاعت بود . شعرش نامدار ، و با زيبائى و ظرافتش ، روانى ، فصاحت ، شيرينى ، بلند سخنى و متانت همه را با هم جمع كرده و در اين زمينه به شهرت پيوسته است .
در اشعار او طبع شاداب و بلندى مقام و عزت پادشاهى نهفته و اين خصال در هيچ شاعرى جز در عبد اللَّه بن معتز و ابو فراس جمع نشده و سخنشناسان و نقالان كلام ، ابو فراس را برتر از ابن معتز خواندهاند .
صاحب بن عباد مىگفت : بدء الشعر بملك و ختم بملك « شعر از پادشاهى آغاز ، و به پادشاهى ديگر پايان پذيرفت » يعنى امرء القيس و ابو فراس و متنبى به تقدم و برازندگى او گواهى مىداد و از او حمايت مىكرد و مايل نبود در مسابقهء با او شركت كند و در مقابلهء با او شعر سرايد و اينكه او را مدح نگفته و افراد پائينتر از او ، از آل حمدان را ستوده است ، نه از روى غفلت يا اخلال در كار او بود ، بلكه براى هيبت و عظمت او بوده است . سيف الدوله از محسنات ابى فراس بسيار خوشش مىآمد ، و او را با احترام و تجليل از سايرين ، مشخص مىساخت و او را براى خود برگزيده ، در جنگها همراه خود مىبرد و در كارهايش او را جانشين خود مىساخت . و ابو فراس در مكاتباتى كه با او داشت بر او مرواريد گران قدر مىپاشيد و حق بزرگى او را رعايت كرده ، آداب شمشير و قلم هر دو را در خدمتش بجاى مىگذارد .
در تعقيب تعريفهاى ثعالبى از او ، شرح حال او را ابن عساكر در تاريخش 2 / 440 و ابن شهر اشوب در معالم العلماء ابن اثير در كامل 8 / 194 ، ابن خلكان در تاريخش 1 / 138 ، ابو الفداء در تاريخش 142 ، يافعى در مرآة الجنان 2 / 369 و مؤلفان : شذرات الذهب 3 / 24 ، مجالس المؤمنين 411 ، رياض العلما ، امل الامل 366 ، منتهى المقال 349 ، رياض الجنة فى الروضة الخامسة ، دائرة المعارف بستانى 2 / 300 ، دائرة المعارف فريد وجدى 7 / 150 روضات الجنات 206 ، قاموس الاعلام زركلى 1 / 202 ، كشف الظنون 1 / 502 ، تاريخ آداب اللغة 2 / 241 ، الشيعه و فنون - الاسلام 107 ، معجم المطبوعات ، دائرة المعارف الاسلامية 1 / 387 ، و مطالب پراكندهء
الغدير ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٠٣