تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
وزير النبى المصطفى و وصيه و مشبهه فى شيمة و ضرائب و من قال فى يوم « الغدير » محمد و قد خاف من غدر العداة النواصب اما اننى اولى بكم من نفوسكم فقالوا : بلى قول المريب الموارب فقال لهم : من كنت مولاه منكم فهذا أخى مولاه بعدى و صاحبى اطيعوه طرا فهو منى به منزل كهارون من موسى الكليم المخاطب
( 1 )

پيرامون اشعار

عبد إله بن معتز عباسى متوفى به سال 296 ه از دشمنان سرسخت آل ابو طالب بود و در عيبجوئى و بد گوئى آنان كه نشانهء سوء باطن ، و خبث طينت او بود كوشش مىكرد . و بسيارى از اوقات آتش افشان كينه‌هاى خود را در قالبهاى شعرى مىريخت و در نتيجهء آن ، قصائدى ساخت كه زشتى و ننگ او را جاودانه كرد . بسيارى از شعرا بر ابطال دلائل واهى او اشعارى سروده‌اند ، از جمله : امير ابو فراس كه به زودى متذكر شرح حالش خواهيم شد . چيزى كه هست او شخصيت خود را برتر از آن دانسته كه در بحر شعرى ، و قافيه و وزن ، با اين مرد پليد موافقت كند ، لذا اشعار طلائى و جاويدان خود را در قالب قصيدهء ميميه اش كه به يارى علويان و حمله به دشمنانشان از عباسيان ، برخاسته ، ريخته است و در آن به رسوائيها و اباطيل بىحسابشان اشاره كرده است . ديگرى تميم بن معد فاطمى متولد 237 ه متوفى 374 ه بر رد قصيدهء رائيهء ابن معتز كه مطلعش اينست : اىّ ربع لال هند و دار . . . گفته است . قصيدهء رديهء ابن معد با اين شعر آغاز مىشود :
هامش
( 1 ) على كه وزير پيامبر مصطفى ، و وصىاش ، و شبيه او در اخلاق و مكارم است . و كسى كه روز غدير ( خم ) محمد ( ص ) در حالى كه از خيانت دشمنان ناصبىاش مىترسيد گفت : آيا من از جان شما به شما برتر نيستم ؟ با حال ترديد و نيرنگ ، گفتند : بلى . به آنها فرمود : هر آن كس از شما كه من مولاى اويم ، اين برادرم و دوستم بعد از من ، مولاى اوست . از او همه اطاعت كنند ، نسبت او به من مانند نسبت هارون به موسى كليم طرف خطاب خداست .