جنگ است . چرا به ابراهيم شعار نمىدهيد تا كسى به شما نگرود ، و از دعوى خود نا اميد گرديد .
اين اشعار را عماد الدين طبرى در جلد دهم كتابش « بشارة المصطفى لشيعة المرتضى » نقل كرده و گويد : حسين بن ابى القاسم تميمى روايت كرده گويد :
ابو سعيد سجستانى ، را خبر داده گفت : قاضى بن قاضى ابو القاسم على بن محسن بن على التنوخى در بغداد خبر داد گفت : پدرم ، ابو على محسن ، براى من انشاد كرده گفت : پدرم ابو القاسم على بن محمد بن ابن ابى الفهم التنوخى ، اين قصيدهء خود را براى من انشاد كرده :
و من قال فى يوم « الغدير » محمد
و قد خاف من غدر العداة النواصب
اما انا اولى منكم بنفوسكم
فقالوا بلى قول المريب الموارب
فقال لهم من كنت مولاه منكم
فهذا اخى مولاه فيكم و صاحبى
اطيعوه طرا فهو منى كمنزل
لهارون من موسى الكليم المخاطب
فقولا له : ان كنت من آل هاشم
فما كل نجم فى السماء بثاقب ( 1 )
صاحب تاريخ طبرستان بهاء الدين محمد بن حسن ، قصيده را نقل كرده و متذكر شده است كه اين قصيده در رد عبد إله بن المعتز سروده شده و پانزده بيت آن را ذكر كرد ، از جمله :
فكم مثل زيد قد ابادت سيوفكم
بلا سبب غير الظنون الكواذب
« چه بسيار كسانى مانند زيد را شما از دم شمشيرتان بىدليلى جز گمانهاى دورغ خود ، كشتيد »
هامش
( 1 ) و چه كسى بود كه از خيانت دشمنان ناصبىاش روز غدير ، محمد بر او مىترسيد و مىگفت :
آيا من از جان شما به شما اولويت ندارم آنها با حال ترديد و نيرنگ گفتند : بلى .
به آنها گفت كسى از شما كه من مولاى اويم ، اين برادر و مصاحبم در ميان شما مولايش خواهد بود .
از او اطاعت كنيد كه منزلتش نزد من مانند مقام هارون در نسبت به موسى كليم و مخاطب ، خدا است .
به او بگوئيد : اگر تو از آل هاشم هستى ، اين طور نيست كه هر ستاره اى درخشندگىاش خيره كننده باشد .