تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
جنگ است . چرا به ابراهيم شعار نمىدهيد تا كسى به شما نگرود ، و از دعوى خود نا اميد گرديد . اين اشعار را عماد الدين طبرى در جلد دهم كتابش « بشارة المصطفى لشيعة المرتضى » نقل كرده و گويد : حسين بن ابى القاسم تميمى روايت كرده گويد : ابو سعيد سجستانى ، را خبر داده گفت : قاضى بن قاضى ابو القاسم على بن محسن بن على التنوخى در بغداد خبر داد گفت : پدرم ، ابو على محسن ، براى من انشاد كرده گفت : پدرم ابو القاسم على بن محمد بن ابن ابى الفهم التنوخى ، اين قصيدهء خود را براى من انشاد كرده :
و من قال فى يوم « الغدير » محمد و قد خاف من غدر العداة النواصب اما انا اولى منكم بنفوسكم فقالوا بلى قول المريب الموارب فقال لهم من كنت مولاه منكم فهذا اخى مولاه فيكم و صاحبى اطيعوه طرا فهو منى كمنزل لهارون من موسى الكليم المخاطب فقولا له : ان كنت من آل هاشم فما كل نجم فى السماء بثاقب ( 1 )
صاحب تاريخ طبرستان بهاء الدين محمد بن حسن ، قصيده را نقل كرده و متذكر شده است كه اين قصيده در رد عبد إله بن المعتز سروده شده و پانزده بيت آن را ذكر كرد ، از جمله :
فكم مثل زيد قد ابادت سيوفكم بلا سبب غير الظنون الكواذب
« چه بسيار كسانى مانند زيد را شما از دم شمشيرتان بىدليلى جز گمانهاى دورغ خود ، كشتيد »
هامش
( 1 ) و چه كسى بود كه از خيانت دشمنان ناصبىاش روز غدير ، محمد بر او مىترسيد و مىگفت : آيا من از جان شما به شما اولويت ندارم آنها با حال ترديد و نيرنگ گفتند : بلى . به آنها گفت كسى از شما كه من مولاى اويم ، اين برادر و مصاحبم در ميان شما مولايش خواهد بود . از او اطاعت كنيد كه منزلتش نزد من مانند مقام هارون در نسبت به موسى كليم و مخاطب ، خدا است . به او بگوئيد : اگر تو از آل هاشم هستى ، اين طور نيست كه هر ستاره اى درخشندگىاش خيره كننده باشد .