تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
از آنچه شيعيان عراقى و ايرانى از هتكها و اهانتها ديده‌اند ، و با خطاب به كلمهء : يا كافر ، يا مشرك و امثال اينها از كلمات زننده از حجازىها مواجه شده‌اند و ما از سخنانى كه براى توجيه و دليل رفتار ناهنجار و خونريزيهاى خود ، متوسل شده‌اند ، مىگذريم و به تذكرى كوتاه بسنده مىكنيم از اينجا بود كه كوششها ، به جائى نرسيد ، تمايل كم شد ، و دولت ايران به منظور حفظ جان مردم ، ملتش را از سفر به حجاز به استناد حكم شرعى كه مردم قادر به انجام فريضهء حج ، غالبا نيستند ، جلوگيرى كرد ، نه براى تهمتى كه جهانگرد پر مدعاى ياوه گو در بوتهء افتراهايش ريخته و نوشته است كه : مشهد را كعبهء خود ساخته‌اند ، يا نگرانى و كراهتى بين ايرانيان و اعراب وجود داشته است . دو ملت برادرى كه در دين و مذهب و عوامل ديگر به هم مربوط و وابسته‌اند ، و هر گاه كسى ، با دلى پاك و خالى از تعصبهاى فرقه اى ، بدون وابستگى به يك ملت ، ( نه مانند جهانگرد گمراه ما ) به يكى از آن دو ديار سفر كند ، اين مطالب را به خوبى درك مىكند ، و ما در گذشته دوستى دو ملت عرب و عجم مسلمان ، و جاذبهء برادرى آنان را ، شرح داده‌ايم . 8 - گويد : در نيشابور ، قبهء زيبائى است كه به ساختمان مجلل و نقاشى آن توجه مخصوصى مبذول شده است . من بدانجا وارد شدم مدفن محمد محروق از فرزندان حسين بود و نام گذارى آن به محروق به اين دليل بود ، كه وى به عنوان ميهمان به يكى از بزرگان قريه وارد مىشود ، و چون شب فرا مىرسد به دختر مهماندار خود تجاوز مىكند و مردم او را در همان جا مىسوزانند ، با وجود اين جنايت ، قبرى مجلل براى او ساخته ، مردم به او احترام مىگذارند ، زيرا از دودمان اهل بيت طاهرين است 155 . پاسخ - اين مرد ، پيوسته مىخواهد از اهل بيت طاهر بدگوئى كند ، داستانهائى براى آنان مىسازد كه هيچ گونه مأخذى هر چند ضعيفترين مصادر باشد ، ندارد ، و از پيش خود ، تاريخى مىتراشد ، كه غير از شيطانش ، كسى از آن با خبر نيست .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 171 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)