اهل سنت اين نسبت دروغ را دادهاند ، ولى او نغمههاى تازه اى ساز كرده و الاغ را نيز بر اسب افزوده ، و ادعا مىكند هر شب اين عادت از بيش از هزار سال به اين طرف ، جارى است . و حال آنكه شيعه ، غيبت امام را در سرداب نمىداند . و شيعيان او را در سرداب پنهان نكردهاند ، و او از سرداب ظاهر نخواهد شد ، بلكه عقيدهء آنان كه از احاديثشان اتخاذ شده اينست كه او در مكهء معظمه در مقابل خانهء كعبه ظهور خواهد كرد . و كسى نگفته آن نور ، در سرداب مخفى شده ، بلكه آنجا زير زمين خانهء أئمه در سامراء بوده و چون معمول بود براى حفظ از گرماى شديد در خانهها زير زمين تعبيه كنند و اين زير زمين بخصوص شرافت افتخارآميزى بر اثر انتساب به أئمهء دين كسب كرده است و از آن رو كه جايگاه سه تن از امامان بوده ، مانند ساير اماكن ، اين خانهء مبارك شرافت پيدا كرده است ، و اين شرافت و تكريم در ساير خانههاى أئمه عليهم السلام ، و خانه شرف بخششان ، پيامبر اعظم ( ص ) در هر شهرى كه باشد ، جارى است ، زيرا « خدا خواسته است اين خانهها بلند پايه ، و محل ذكر او باشد » . ( 1 )
كاش صحنه سازان سرداب بر يك رأى ثابت ، در دروغ گوئى خود اتفاق مىكردند تا آثار جعل و ساختگىاش آشكار نگشته آنان را رسوا نسازد مثلا ابن بطوطه ( 2 ) در رحله اش 2 / 197 نمىگفت : اين سرداب مورد بحث ، در حله قرار دارد ، و قرمانى در « اخبار الدول » نمىگفت در بغداد واقع است ، و ديگرى نمىگفت در سامراء است و قصيمى بعد از آنها همه آمده ، نميداند اين سرداب كجا است ، از اينرو تنها به لفظ سرداب اكتفاء كرده تا نادانىاش پوشيده بماند .
و من از قصيمى خواهش مىكنم زمان اين عادت را كوتاه تر از ( بيش از هزار سال ) قرار دهد تا شامل عصر حاضر و سالهاى پيوسته به آن نشود ، زيرا نبودن چنين عادتى در اين اعصار ، مقابل چشم و گوش همهء مردم و همهء مسلمانان است ، و چه
هامش
( 1 ) اشاره به آيهء 36 نور : * ( فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّه أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه .
( 2 ) همچنين ابن خلدون در مقدمهء تاريخش 1 / 359 و ابن خلكان در تاريخش ص 581 .