خوب بوده كه آن را به برخى قرون ، از قرون وسطى نسبت مىداد تا شنونده بتواند اجمالا وجود آن را احتمال دهد ، ولى دروغگو را حافظه نيست و بدين جهات بىتوجه است .
و اما دربارهء تحريف قرآن ، حق مطلب را در ص 85 و جاهاى ديگر ادا كردهايم . اين بود پاره اى از ياوههاى قصيمى و صدها نمونهء ديگر از اين قبيل كسى كه مراجعه به كتابش كند ، جايگاه او را از راستى در گفتار ، و مقام امانت را نزد او ، و ميزان علم او ، و ارزش دين را نزد او ، سطح نزاكت و ادب او را خواهد شناخت .
« كسانى كه در آيات خدا با نداشتن دليل و برهان به جدال و كشمكش پردازند نزد خدا و مردم با ايمان ، دشمنى بزرگى را مرتكب شدهاند و خدا اين چنين بر دلهاى متكبران حيّار ، مهر مىزند » ( 1 )
هامش
( 1 ) اقتباس از آيهء 35 غافر : * ( الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّه بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّه وَعِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا ، كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّه عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ .