مىكند . بعد از ذكر حديث ثقلين ( 1 ) به تعبير مسلم و احمد و غير آنها از حافظان ، چنين تصريح مىكند :
اين احاديث دلالت بر عصمت اهل بيت از گناه و خطا دارد ، زيرا نشان مىدهد همانطور كه قرآن يكى از دو ثقل و دو چيز گرانقدرى است كه بين مردم بجاى نهاده شده ، اهل بيت نيز با قرآن در عصمت برابرند و تمسك بدانها مانند تمسك به قرآن است ، و هر گاه خطائى از آنها سر ميزد ، امر به تمسك به آنها صحيح نبود زيرا لازمه اش حجت قرار دادن گفتار و كردار آنان است .
و در اينكه تمسك بدانها موجب گمراهى نخواهد بود ، چنان كه تمسك به قرآن گمراهى نيست و هر گاه از آنها گناه و اشتباهى صادر مىشد ، لازم مىآمد تمسك به آنها گمراه كننده باشد . و در اينكه در پيروى از آنها ، هدايت و نورانيت است ، چنان كه در پيروى از قرآن اين گونه است . و اگر آنان معصوم نبودند بايد در پيروى آنها گمراهى صورت گيرد . و آنان ريسمان كشيده اى از آسمان به زميناند چنان كه قرآن اين طور است و اگر معصوم نبودند اين پايگاه را نداشتند .
و در اينكه آنان از قرآن جدا نشدهاند و قرآن از آنها در تمام مدت عمر دنيا جدا شدنى نيست . اگر خطائى و گناهى مرتكب شوند از قرآن جدا شوند و قرآن از آنها جدا گردد . و در اينكه مفارقت آنها ، جائز نيست ، چه اينكه كسى كه خود را از آنان جلو انداخته و امام آنها بداند ، يا از آنها كوتاهى كرده به ديگرى به عنوان امامت بگرود ، چنان كه تقدم بر قرآن و اظهار نظرى غير از آنچه در آن است ، يا تقصير نسبت به آن ، بر اثر پيروى از سخنان مخالفانش جائز نيست . و در اينكه آموختن چيزى به آنان و ردّ سخنانشان را مجاز ندانسته و حال آنكه اگر نادان بودند بايد آنان را بياموزند و ردّ سخنانشان ممنوع نباشد .
و اين احاديث نيز نشانه آن است كه در بين آنها كسانى يافت مىشوند كه در
هامش
( 1 ) متن حديث چنين است :
« انى تارك فيكم الثقلين او الخليفتين : كتاب اللَّه و عترتى اهل بيتى
- « من دو چيز گرانقدر يا دو جانشين بين شما مىگذارم : كتاب خدا و خاندانم اهل بيتم » .