براى خدا تصريح كرده و آن را تعيين مينمايد ، و در طى كتابش سخنان بسيارى در اينباب دارد . ما او را در اين نظر فاسد انتقاد نمىكنيم ، و اطلاع بر فسادش را حواله به كتب كلامى فريقين مىدهيم . چيزى كه در اينجا براى ما مهم است اينكه خواننده را بر دروغ قصيمى در گفتار و نسبتهاى مجعولش واقف سازيم .
شيعه در انكار ديدن خدا در قيامت پيرو معتزله نيست ، بلكه از برهان عقلى و نقلى پيروى مىكند و شيعه از عقيدهء به حلول و تشبيه ، مبرّا و از اينكه بشرى را سمت خدائى دهد و خدا را به صفات نقص توصيف كند و منكر صفات ثبوتيهء او گردد ، بدور است ، بلكه شيعيان عموما معتقدند اگر يكى از اين مطالب را كسى قائل باشد ، كافر است و گواه آن كتب كلامى قديم و جديد آنان است .
و اين مرد نخواهد توانست دليلى بر افتراهايش بياورد . بجانم سوگند ! كه هر گاه يك مورد پيدا كرده بود جنجال و سر و صدا به پا مىكرد .
بلى ، شيعه مىگويد : صفات ثبوتيهء خداوند چيزهائى زائد بر ذاتش نيست ، بلكه اين صفات عين ذات خداوند است . و قديمان ديگرى را در برابر خدا قائل نيستند و با زبان حال چنان كه در اين شعر آمده است از مخالفان خود مىخواهند تا به راه حق باز گردند :
برادران نزديك ما ، قدرى به ما نزديك شويد !
شما بر جايگاه بلند و سختى ، تكيه زدهايد !
اگر مسيحيان عقيده به اقانيم ثلاثه دارند
شما خدايتان را هشت قسمت كردهايد !
بحث كامل اين موضوع ، با توجه به همهء جوانب آن ، در كتب كلام است .
اما افعال عباد هر گاه مخلوق خدا به صورت تكوينى و جبرى باشد ، وعد و وعيد و پاداش و كيفر مفهومى نخواهد داشت و عذاب كردن معصيت كار بر معصيت با اينكه او را بدان عمل مجبور كردهاند ، زشت خواهد بود . و اين مسئله از مسائل بسيار مشكل كلامى است و در مبحث خود به حد كافى متعرض آن شدهاند . كسى كه اين
الغدير ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٣٤