و غسّانى و خطيب روايت كردهاند ( و گويد : در اسناد آن افراد مجهول هستند ) كه : فاطمه را به اين دليل فاطمه خواندهاند ، كه خداوند او را و دوستانش را از آتش قطع كرده است .
و در اين روايت مژدهء عمومى براى هر مسلمانى است كه او را دوست دارد و تأويلاتى كه در بالا ذكر شد در اين روايت نيز هست و اما روايتى كه ابو نعيم و خطيب نقل كردهاند كه از على بن موسى الرضا ( ع ) پرسيدند از حديث :
ان فاطمة احصنت فرجها فحرمها اللَّه و ذريتها على النار .
« فاطمه كه اندامش را حفظ كرد ، خداوند او و فرزندانش را بر آتش حرام ساخت » .
پس او فرمود : مقصود از ذريه ، حسن و حسين ( ع ) است . و آنچه اخباريين از آن حضرت نقل كردهاند كه برادرش زيد را توبيخ كرده ، كه چرا بر مامون خروج نموده است و فرموده .
تو به رسول خدا چه خواهى گفت ؟
آيا تو را مغرور ساخت آنچه فرمود : ان فاطمة احصنت . . . تا آخر ، بدانكه اين حديث مخصوص كسى است كه از شكم فاطمه خارج شده باشد نه براى من و تو .
به خدا سوگند ! به اين مقام نرسيدند مگر به وسيلهء طاعت خدا و تو اگر بخواهى با معصيت خداوند به همان مقامى برسى كه آنان به وسيلهء طاعتش بدان مقام رسيدهاند ، پس بايد تو نزد خدا از آنها گرامىتر بوده باشى ! ، اين سخنان همه از باب تواضع است و ترغيب به اطاعت . و مغرور نشدن به فضائل ، هر چند فضائل بسيار هم باشد ، چنان كه اصحاب پيغمبر ( ص ) كه قطعا اهل بهشت بودند به نهايت درجهء خوف و مراقبت بسر مىبردند ، و گرنه لفظ « ذريه » در زبان عرب مخصوص به كسى نيست كه از بطن او خارج شده باشد . و من ذريته داود و سليمان . . . تا آخر با اينكه فاصلهء ميان آدم و داود و سليمان ، قرنهاى بسيارى است پس مقصود على الرضا با مقام فصاحت و آشنائى به لغت عرب انحصار ذريه در فرزند بلا واسطه نيست . گذشته از اينكه تقيد
الغدير ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٣٧