تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
مولد و پاكى نفس شريف آنان از معاصى و گناهان است و پاكى ذاتى از پليديها و پستىها از لوازم منصب امامت و شرط ضرورى خلافت است ، چنان كه اين شرط در پيامبر ( ص ) نيز لازم است . اما معجزات ، از امورى است كه دعوا را ثابت و حجت را اتمام مىكند . و هر كس ادعاى رابطه با ما وراء طبيعت دارد ، پيامبر باشد يا امام ، بايد معجزه داشته باشد . و در حقيقت معجزهء امام ، همان معجزهء پيامبر است كه او را بر دين خود جانشين ساخته ، و كرامت بخشيده است . و بر خداى سبحان است كه از باب لطفى كه بر خلقش دارد ، مدعى حق را با اجراى معجزات به دستش معرفى كند تا دلها نسبت به او آرام گيرد و برهانش به دو استوار گردد و در نتيجه مردم را به طاعت حق نزديك ، و از معصيت او دور سازد . و اين همان كارى است كه مدعى نبوت انجام مىدهد و نيز بر خدا لازم است كه ادعاى باطل مدعيان دروغين را بشكند و آنها را مانند مسيلمهء كذاب و ديگر دروغگويان ، رسوا سازد . و از مطالب مسلم علم كلام يكى كرامات اولياء است . فلاسفه براى آن براهين قطعى كه مقام را گنجايش ذكر آن نيست ، آورده‌اند . وقتى اين عمل براى هر ولى از اولياء خدا صحيح باشد ، چرا دربارهء حجتهاى خدا بر خلقش غلو باشد ؟ با وجود اينكه كتب اهل سنت و تاليفاتشان از كرامات اولياء آكنده است ، و كرامات مولانا امير المؤمنين ( ع ) را همه پذيرفته‌اند ؟ اما پناه بردن ، و ندا كردن ، و به آنان پيوستن ، و از ديگران گسستن ، و مطالبى از اين قبيل ، اينها همه بخاطر وسيله قرار دادن آنها نزد خداى سبحان و طلبيدن حاجات از خداوند بزرگ به واسطهء آنهاست كه آنان به خدا نزديك ، و نزد او مقرباند ، و بندگان با كرامت اويند ، نه اينكه آنان بخويشتن خود ، در برآوردن حاجات و مقاصد ، مستقيما موثر باشند ، بلكه واسطهء فيضاند و پيوند اتصال و حلقهء ارتباط بين مولى و بندگان او ( چنان كه اين مقام براى هر مقربى است كه نزد عظيمى از عظما او را واسطه قرار دهند ) .