براى چهارمى ، و از مغرب تا عشاء براى پنجمى ، و از عشاء تا نصف شب براى ششمى ، و از نصف شب تا صبح براى هفتمين نفر ! كسى كه اين نوع متعه را جائز دانسته جاى شگفتى نيست ، اگر چنين سخن گويد و نامش را « الحصون المنيعه » ( 1 ) بگذارد .
نسبت متعهء دوريه يا بگوئيد فحشاى آشكار ، به شيعه تهمت بزرگى است كه لرزه بر اندام مىاندازد ، و چهرهها را در هم مىكند ، و دلها را منزجر مىسازد . شايسته بود اين مرد هنگام تهمت ، مأخذى از كتب شيعه مىآورد ، او ، استناد به هر نوع نوشته اى كه مىآورد از هر كس كه باشد ما از او مىپذيرفتيم ، بلكه ما را كافى بود ، هرگاه به يكى از كتب خودشان استناد مىجست كه در آن كتاب اين عمل را به شيعه نسبت داده باشند ، يا مىگفت : شنيدم از كسى كه اين موضوع را به شيعه نسبت مىداد ، يا مىگفت ديدهام يا شنيدهام اين عمل را مردمى از شيعه مرتكب شدهاند هر چند آنان از نابخردان ، و جوانان لا ابالى شيعه باشند ، ولى هيچ كدام از اينها را نتوانست جور كند ، چون او اول كسى است كه اين تهمت زننده را با هو و جنجال به شيعه نسبت مىدهد و قصيمى در « الصراع بين الاسلام و الوثنيه » و ديگران ، همه اين دروغ را از او گرفتهاند .
كاش شيعه مىدانست از چه تاريخى اين نامگذارى صورت گرفته است ؟ و در چه زمانى اين عمل واقع شده ؟ و چه كسى اولين بار ، اين نام را نهاده ؟ و چرا كتب شيعه همه از اين نام خالى است ؟ ولى من مىگويم خبر يقينى اين امر ، نزد دروغ ساز و جاعل آن است ، و اينست دوران طلائى ، عصر نور ، عصر آلوسى ، او اول كسى است كه پس از اختراع اين دروغ آن را متعهء دوريه نامگذارى كرد ، ولى شيعه هنوز ، چيزى از آن نمىداند .
و كاش اين مرد ، برخى از اين رواياتى را كه شيعه در فضيلت متعهء دورى روايت كرده ، نقل مىكرد و كاش ما را به راوياتش راهنمائى مىنمود او كتاب يا جزوه اى
هامش
( 1 ) ( قلعههاى مرتفع ) بسط كلام دربارهء متعه ( ازدواج موقت ) را انشاء اللَّه به جلد ششم عربى كه 11 و 12 ترجمه فارسى مىشود ، موكول مىكنيم .