تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
مرتضى و شيخ الطائفه ابو جعفر و نجم الدين محقق حلَّى ، از اين نسبتى كه به آنها داده مبّرا هستند . و كتابهاى آنان در برابر ما است ، در هيچ كدام آنها اين تهمت بزرگ يافت نمىشود ، و اهل البيت از داخل خانه ، آگاهترند ( ما از ديگران بهتر مىدانيم ) . گواه اين امر ، مردود ساختن رواياتى است كه از نظر سند يا متن از طرف علماى شيعه ، مورد ايراد واقع شده است . و گواه اين سخن تقسيم اخبار به چهار قسم : صحيح ، حسن ، موثق و ضعيف است كه از عهد دو دانشمند بزرگ جمال الدين السيد احمد بن طاوس حسنى و شاگردش آية اللَّه علامهء حلى معمول گرديده . و كاش اين مرد از شروح كتب اربعه و در مقدم آنها ، از « مرآت العقول » شرح كافى علامهء مجلسى ، آگاه مىشد و آنها را مطالعه ميكرد تا بداند چگونه در مورد هر سندى علامهء مجلسى به اجتهادش در مورد اقسام حديث رفتار مىكند . يا مراجعه به جلد سوم مستدرك حجت بزرگ علامهء نورى مىكرد ، تا او را به راه حق ارشاد كند ، و راه صحيح را به او ، بنمايد و او را از بافتن دروغ بر امّت بزرگ شيعه بدون علم و اطلاع ، باز دارد . وى آنگاه كتب اربعهء شيعه را به لحاظ اشتمال بر اخبار آحاد ، و به لحاظ اينكه پاره اى از رجال اسناد روايات آن را به چيزهائى نسبت داده كه غالبا از همهء آن نسبتها ، مبرّا هستند ، و گروهى ديگر را به انحراف مذهبى نسبت داده كه انحراف مذهبى آنها با وثاقت آنان در حديث منافاتى ندارد و شيعه اين احاديث را موثق مىنامد . در اين بين گروهى را هم ضعيف خوانده كه روايات مخصوص اين گروه محفوف به شواهد صحت است . و عمل محدثان اهل سنت و شيعه در كتب حديثشان بر همين منوال است . بنا بر اين ، يا اين مرد از علم دراية و فنون حديث بىخبر است يا دوست دارد اظهار نادانى نموده ، بر اثر تجاهل بتواند بدگوئى كند . اگر او به مقدمهء « فتح البارى » شرح صحيح بخارى ابن حجر و شرح قسطلانى و شرح عينى ، و شرح مسلم نووى و