تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
اما ابراهيم بن عبد اللَّه را منصور ، عيسى بن موسى را از مدينه براى نبرد با او ، فرا خواند ، نبرد در « باخمرى » واقع شد و او بسال 145 كشته شد و سرش را ، نزد منصور آوردند و او در برابر خود نهاد ، آنگاه دستور داد آن را در بازار نصب كردند . سپس به ربيع گفت : آن را نزد پدرش عبد اللَّه در زندان ببر و او آن را نزد پدرش برد . ( 1 ) و نسابه عمرى در « المجدى » گويد : آنگاه ابن ابى الكرام جعفرى سرش را به مصر برد . و يحيى بن عمر را متوكل ، امر كرد تازيانه زدند و سپس در خانهء فتح بن خاقان او را زندانى كرد مدتى به اينحال گذشت سپس او را آزاد كردند از آنجا به بغداد رفت مدتى در بغداد بود و در ايام « المستعين » در كوفه خروج كرد و دعوت به رضا از آل محمد مىكرد ، مستعين شخصى را به نام كلكاتكين فرستاد و محمد بن عبد اللَّه بن طاهر ، حسين بن اسماعيل را بجنگ او فرستاد و آنها با هم جنگيدند تا او كشته شد و در سال 250 سرش را نزد محمد بن عبد اللَّه آورده روى سپر در برابرش نهادند . و مردم بر او ، وارد شده تهنيتش مىگفتند آنگاه دستور داد سر را فردا نزد مستعين حمل كنند . 3 - گويد : رافضيان پندارند صحيحترين كتابهاى آنان چهار كتاب است : كافى ، من لا يحضره الفقيه ، تهذيب و استبصار و گويند عمل به اين كتابهاى اخبار چهار گانه ، واجب است و نيز عمل به هر روايتى كه امامى مذهب نقل كند و اصحاب اخبار از او نقل كرده باشند ، واجب است و سيد مرتضى ، و ابو جعفر طوسى ، و فخر الدين كه نزد آنها معروف به محقق حلَّى است ، به اين موضوع تصريح دارند . پاسخ - شيعه معتقد است موثّقترين كتب حديث ، كتابهاى چهار گانهء نامبرده است ، اما وجوب عمل به محتويات آنها يا بهر حديثى كه اماميه روايت كرده باشند و در كتب اخبار آنها تدوين شده باشد ، احدى بدان قائل نشده است . و علم الهدى سيد
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 11 / 89 تاريخ يعقوبى 3 / 221 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 110 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)