تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
از اين عده و غير از اينها از معاصران او ، چه كسانى كه او را شناختند و چه كسانى كه او را نشناختند ، هيچكدام اثر سازنده اى جز دو كس ، روى او نداشتند كه به گمان ما آن دو كس : « حسين بن ضحاك » و « دعبل خزاعى » مىباشند . امينى گويد : بين ابن رومى با شاعر نو آور « ابن حاجب محمّد بن احمد » رابطهء دوستى و مودّت بر قرار بود و ميان آن دو لطائفى ردّ و بدل مىگرديد از جمله : ابن رومى از ابن حاجب در روز معيّن درخواست ملاقات كرد وقتى نزد او رفت او را در منزل نيافت ابن رومى اين شعر را گفت : « اى ابن حاجب دربانت ترا از دست من نجات داد ولى هيچ فراريى از دست من نجات نخواهد يافت . . . » تا آخر ابن حاجب او را با چند بيت پاسخ گفت ( 1 ) . گويد : ابن رومى از حسين بن ضحاك خوشش ميآمد و شعر او را نقل مىكرد و خبرهايش را با ظرافت براى دوستانش شرح مىداد . ابن رومى نوجوانى بود كه به مجالس ادبى حاضر مىشد در آن وقت كه ابن رومى درس مىخواند ، حسين در اوج شهرتش بود و اشعارش را ادباى « كوفه » و « بغداد » و شهرهاى ديگر « عراق » ، انشاد مىكردند ( آنگاه پاره اى از اشعارى كه ابن رومى به نقل اغانى از ابن ضحاك آورده است ، نقل مىكند ) سپس گويد : وقتى حسين بن ضحاك بدرود زندگى گفت ابن رومى بيست و نه ساله بود و نه در تاريخ زندگى او ، نه در تاريخ زندگى حسين ، چيزى كه نشان دهد آن دو در بغداد ، آنجا كه بيشتر زندگى ابن رومى در آن سپرى شده ، يا در جاى ديگر ، از مسافرتهاى ابن ضحاك ، با هم ملاقات كرده باشند ، وجود ندارد . امّا دعبل ، ابن رومى در دو مورد با او به مقابله برخاسته است : يكى در مورد قصيدهء طائيه به اين مطلع :
هامش
( 1 ) مراجعه كنيد معجم مرزبانى 453 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 103 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)