تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
معرض مرگ قرار مىدهد ، به خاطر آنها بخشم مىآيد ، اعلام مهر و عاطفتى نسبت به آنها مىكند كه نه نفعى از آن عايد خود و نه عايد آنها مىگردد . ابن رومى از « يحيى بن عمر » جز به لقب شهيد چنان كه در قصيده ى جيميه ملاحظه مىشود ، ياد نميكرد . در واقعهء مستقل ديگرى از او با اين دو بيت ياد كرده است : « نيزهء دشمن پارچهء خونين بر او پوشانيد و او نزد خداوند با رنگ قرمز وارد شد » . « پاداش روبوسى او بادار ، عينا رو بوسى او با زيبارويان آزرم ديده گرديد » . تنها پاره اى از اين اشعار كافى بود كه او را شيعهء آل ابيطالب ، معرفى كند و دليل بر اين باشد كه او تشيع را به عنوان مذهبى در امر خلافت اسلامى پذيرفته است ، مانند مذاهب شعرا يا غير شعرا . بويژه تشيّع معتدلى كه اهل آن عقيده دارند جائز است امامت شخص فروتر با وجود شخص برتر ، و لعن صحابه اى را كه در امر خلافت معارض على شدند ، زشت ميدانند ، اين شيعيان بيشتر زيدى هستند كه در لشگر « يحيى بن عمر » براى مقابله با بنى عباس قيام كردند . اينان در يارى آل على چيزى بيشتر از ابن رومى نمىگويند ، و آرزوئى زيادتر از آرزوى او ندارند . به نظر مىرسد ابن رومى تشيّع را از پدر و مادرش به ارث برده باشد ، زيرا مادرش ايرانى الاصل بود ، و تشيّع به مذهب ملتش ، ايرانيان در يارى آل على ، نزديكتر بود و هم به اين دليل كه پدرش او را على ناميد و على از اسماء محبوب شيعيان است كه ياران سرسخت خلفا از آن اجتناب مىكنند . ايرادى بر پدر شاعر نيست كه با وجودى كه شيعه بود در خدمت يكى از خاندانهاى بنى عباس بسر مىبرد ، زيرا پيشوايانش مردمى بودند كه خود را از خلافت و ولايت عهدى كه علت دشمنى شديد بين عباسيان و علويان مىگرديد . دور نگهميداشتند ، گاهى اتفاق مىافتاد پاره اى از خلفا و ولى عهدانشان نسبت به على و اولاد على اظهار احترام و تكريم نمايند ، چنان كه