مانند هر فرد شيعى بطور واضحى هوا خواهى كرده است .
از اين واضحتر ، اشعار نونيهء اوست كه در آن آرزوى هلاك دشمنانشان را دارد و خود را توبيخ مىكند كه چرا در يارى آنها از جانفشانى كوتاهى كرده است :
« اگر روزگار دشمنانتان را حكم و قدرت بخشيده ، رقيبى هم در كمين آنها نشسته است » .
« اينان در ميان اعتراض مردم و خود خواهىهاى خويش ، رشتهء حق را گسيخته دست به تجاوز زدند » .
« شكيبا باشيد كه خداوند آنان را به خاطر شما هلاك خواهد كرد چنان كه ملوك يمن را به هلاكت رسانيد » .
« زمان يارى نزديك شده است كندى نورزيد يقينا يارى نزديك است » .
« اين از تقصيرهاى من است ، كارى كردهام مانند كار به دنيا وابستگان كه خونم حفظ شده » .
« اين چيست كه خونم نه دريارى شما مىريزد ، و نه به آبرو و شخصيتم لطمه اى وارد مىشود » .
« ولى من جانم را نثار خواهم كرد ، هرچند خداوند خون مرا با خونهاى ديگران تا كنون حفظ كرده است » .
« كاش من به جاى شما آماج حوادث مىشدم يا مىتوانستم زره يا پوشش ضخيمى براى شما باشم » .
« با پيشانىام تير مخالف را به خود گيرم و با گلوگاه و سينهام ، نيزهء دشمنان را به خود ميخرم » .
« كسى كه بخواهد در راه شما رضاى حق را بخرد ، هيچگاه از ترس جانش ، احساس غبن نمىكند » .
كسى كه اين گونه سخن گويد و چنين دركى داشته باشد ، هيچ جاى شبهه در تشيّعش نخواهد بود او خود را براى محبت آل على بدون هيچگونه غرض مادّى در
الغدير ( فارسي ) — صفحة 85
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٨٥