تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
آن ، خود را ، آماج خطر شديدى از ناحيهء طاهريان و عباسيان قرار داده است . در اين قصيدهء خود ، او « يحيى بن عمر بن الحسين بن زيد بن على ( بن الحسين ) ( ع ) را كه مقابل دستگاه خلافت ، و رو در روى طاهريان ، حكام خراسان قيام كرد ، رثا گفته است . و در آن قصيده در حالى كه از ( حكام سوء ) طاهريان ياد مىكند ، خطاب به بنى عباس گويد : « اى بنى عباس از دشمنىهاى خود دست بداريد و معايب خود را سخت سر بسته نگهداريد » . « حكَّام سوءتان را با گمراهيهايشان رها كنيد ، كه شايستهء آنها ، غرق شدن در امواج فسادشان است » . « در انتظار روزى كه باز گرداننده اى ، حق را به اهلش برساند باشيد ، آنگاه چنان كه افرادى محزون بودند ، شما محزون خواهيد شد » . « هنگامى فرا رسد كه از خطاهاى خود . پوزش نتوانيد آورد و حجت خدا بر شما تمام شده راه فرارى نداريد » . « بذر دشمنى اكنون فيما بين نيفشانيد كه اين بذرها به ثمر خواهد رسيد » . « به زيان شما است كه اگر فكر كنيد وضع ( موجود ) برايتان دوام خواهد يافت با اينكه روزگار يك رنگ باقى نمىماند » . « شايد در سويداى نهان نهضتى بر پا گردد و آنان را بر شما برترى دهد كه هميشه بامداد روشن در دل شب تاريك است » . آيا شيعه به « بنى عباس » چه بگويد سختتر و صريحتر از اين كه بترسيد از آيندهء خود و منتظر دولت علويان باشيد ؟ او با اين سخن بنىعباس را از زوال ملكشان ترسانده و براى آل على آرزوى روزى را كرده كه دشمنانشان را بكوبند و حقشان را بازستانند ، خونخواهى كنند ، و ظلمهاى وارده را پاسخ گويند . او از علويان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 84 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)