تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
او مگر چه مقصد مهمّى داشت كه خود را با « اميل در منگام » در اين كار شريك كرد و اين اباطيل و گمراهىهاى مخالف مذهب را منتشر ساخت ، و با انتشار مطالب بىاساس و گمراه كننده از چاپخانه هائى كه جاى تأسف و نگرانى بر هزينه‌هاى سنگين آنست آبروى خود و مصر عزيز و جامع الازهر و اساتيد پاك و نويسندگان مقتدر آن را بر باد داد . در حالى كه خود در مقدمه گويد : « با وجود حسن نيّتى كه بر نوشته‌هاى مؤلف حاكم است حوادث تاريخى و آرائى كه ابراز داشته خالى از لغزش نيست » . كاش من و ملتم ميدانستيم ؛ ما چه نيازى به حسن نيت كسى داريم كه مسيح بن مريم را خدا و پسر خدا ميداند ؟ ! و آيا چه چيز ميتواند حسن نيت اين گونه كسان را نشان دهد ، با اينكه هر صفحه كتابش بيك وادى گم سر ميكشد و كمتر برگى از اين كتاب را ميتوان ورق زد كه از آن نوائى از بدبينى ، بدخواهى و بد انديشى برنخيزد . بلى ، بعقيدهء من - و مؤمن را بصيرتى خدائى است - آقاى مترجم از مطلب دروغ و ساختگى كتاب كه معرف انگيزه‌ها و تمايلات اموى است ، خوشش آمده ، از اينرو گرگ با گفتار دوست شده تا محاسن اسلام را ناديده بگيرد ، و مساوى بنى اميه را زنده كند . از اخلاق و صفات نيك رو گردان و بصفات زشت توجه كرده به نظام شوم طبقاتى گرائيده است . بلى ، از اين خوشش آمده كه نويسنده نسبت به اهل بيت طاهر پيغمبر با جوش و خروش ژاژخايى كرده دروغ مىبندد ، و تاريخ را عليه كرامت و شخصيت پيغمبر و خاندان با عظمتش ، به صورتى كه با روح خبيث اموى سازگار باشد ، ميسازد و خاندان پيغمبر را در انظار به صورت زننده اى كوچك و از لحاظ بد اخلاقى ، سوء معاشرت و ناسازگارى با مردم ، بىآبرو جلوه ميدهد كه نه با ناموس طبيعت وفق ميدهد و نه با شرافت انسانى . ميگويد : فاطمه قيافه اش گرفته بود و از نظر زيبائى رقيه بر او ترجيح داشت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 47 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)