شناختيم : به تكذيب خدا و پيغمبر ، به تخلَّف از نماز ، به دشمنى على بن ابيطالب .
اين حديث را خطيب در « المتّفق » محبّ الدين طبرى در رياض 2 / 215 جزرى در اسنى المطالب 8 نقل ، و گويد : از حاكم صحتش تأييد شده ، سيوطى در « الجامع الكبير » طبق آنچه در ترتيبش 6 / 390 آمده است .
2 - ابو سعيد خدرى گويد : ما گروه انصار منافقان را به دشمنى على مى - شناختيم و در تعبير زرندى : ما نمىشناختيم منافقان عهد پيامبر ( ص ) را مگر به دشمنى على .
جامع ترمذى 2 / 299 ، حلية الاولياء 6 / 259 ، فصول المهمة 126 ، أسنى المطالب جزرى 8 ، مطالب السؤل 17 ، نظم الدر زرندى ، الصواعق 73 .
3 - جابر بن عبد اللَّه انصارى گويد : ما منافقان را جز به دشمنى ( يا دشمنى - آنها ) نسبت به على بن ابي طالب نمىشناختيم .
احمد در « المناقب » ابن عبد البر در الاستيعاب 3 / 46 حاشيهء الاصابه ، حافظ محب الدين در « الرياض » 2 / 214 ، حافظ هيثمى در مجمع الزوائد 9 / 136 .
4 - ابو سعيد محمّد بن هيثم گويد : ما گروه انصار منافقان را نمىشناختيم مگر به دشمنى آنها نسبت به على بن ابيطالب .
حافظ جزرى در اسنى المطالب 8 حديث را نقل كرده است .
كلماتى را كه نقل كرديم مجرد ادعا از آنان نيست بلكه متكى به چيزى است كه از پيغمبر خدا ( ص ) دربارهء على شنيدهاند و اينك متون آن احاديث :
متن اول - از امير المؤمنين روايت كردهاند كه گفت :
و الَّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة انّه لعهد النّبيّ الامىّ الىّ : أنّه لا يحبّنى الَّا مؤمن ، و لا يبغضنى الَّا منافق .
سوگند به آنكس كه دانه را شكافت و جان را آفريد : اين عهدى است كه پيامبر امّى با من در ميان نهاده ، : كه دوستم نميدارد مگر مؤمن و دشمنم نميگيرد مگر منافق .